آسمان، کبک، کلاغ ؛ بررسی علل واقعی بلندمرتبه سازی ؛ قسمت دوم

Rating: 4.9. From 7 votes.
Please wait...

برای پیدا کردن دلیلی که افراد را وادار می کند مصالح را تا ارتفاع چهارصد متری زمین ببرند و میلیاردها میلیارد هزینه به دولت ها تحمیل کنند باید عمیق تر به خود سازندگان بنگریم. در متن قبلی مهم ترین دلایلی که سازندگان بیان می کنند را بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم شد که غالبا هیچ کدام از آنها دلایلی کافی برای توجیه ساخت این ساختمان های هزینه بر نیستند. نه کاربری، نه نشانه شهری و نه گردشگری هیچ کدام دلیل کافی نیستند. یک داستان قدیمی درباره یک برج قدیمی کمی ماجرا را روشن تر میکند.

بازافرینی برج بابل در کنار المپیک لندن

برج بابل احتمالا قدیمی ترین ساختمان بلند مرتبه انسان ساخت و اولین جاه طلبی انسانی در بلندمرتبه سازی باشد. این بنای محبوب غربیان که آن را به عنوان یکی از عجایب هفتگانه شان اعلام کردند، داستانی غریب دارد. برج بابل که کم و کیف ساختش چندان واضح نیست آنقدر مهم است که در المپیک لندن یک نماد کنار ورزشگاه اصلی به یادش ساختند. برجی بنا به شهرت، مارپیچ و دوار با ارتفاعی نامعلوم. اولین شباهت برج های ما و بابل، دولتی بودن و هزینه بر بودنشان است! که دلیلی است بر قدمت این خصوصیات! اما آنچه مهم است نه شکل و نه ارتفاع برج بلکه انگیزه ساخت است. همانی که معاصرین پنهانش میکنند. نمرود پادشاه بابل اساسا برج را برای آن ساخت تا بر بالایش شود و با پرتاب تیری به آسمان خدا را از پای در آورد. برجی برای رسیدن به جایگاه خدا و کشتنش و گرفتن کرسی خدایی. برای استعلا بر خدا. اینکه مردمان آن روزگار چه اندازه نادان بودند یا نبودند و یا این تنها حربه ای برای ادعای خداییش در افکار عمومی بود را باید پیدا کرد. اما مشهور است که برج فرو ریخت و نمرود نیز توسط پشه ای نیمه جان در راه تنفسش مرد!

تصویر خیالی از برج بابل

می دانیم که برج سازی امروز برای تیراندازی به خدا نیست اما داستان آغاز برج سازی در غرب و بخصوص آمریکا شباهت های عجیبی با بابل و نمرود دارد. اساسا برج سازی در غرب پاسخ به یک نیاز نبود، چرا که empire state اولین برج نیویورک برجی اداری است نه مسکونی. برج سازی در غرب در بحبوحه و اوج پیشرفت مدرنیسم بود. وقتی قدرت فولاد و بتن بازوهای تکنیک را پر از خون میکردند، وقتی هوس آدمی رییس دولت بود، وقتی کلمه مرز کم کم فراموش می شد، تکنولوژی قادر بود صندلی پادشاه را بکند و در ارتفاع صد متری و دویست متری زمین نگه دارد. آیا این همان دلیل پنهان و نیت مکتوم برج سازی نیست:”پیشرفت تکنولوژی”؟

empire state

بی شک پیشرفت تکنولوژی شرط لازم بلند مرتبه سازی است اما تکنیک بیشتر روش و ابزار محسوب می شود تا نیت. در حقیقت پادشاه بر بالای برج نشسته کسی نبود جز انسان مدرن. همو که با رها کردن تمام گذشته و تمام باورهایش و از جمله خدا، با اتکا به توانایی خویش هر روز مرزهای شگفتی را در می نوردید، سرمست از پیروزی های پی در پی و غلبه بر همه طبیعت آن روزها بر جاذبه زمین و زلزله به عنوان دشمنی قدیمی و نشانه ای از خدای قدیمی غلبه می کرد. آن انسان نشسته در تخت پادشاهی empire state نه پیامبری از جنس آدم، بلکه آدمی از جنس نمرود است. برج سازی جدید نیز نه به قصد کشتن و تصاحب جایگاه خدا در اذهان عمومی بلکه برای قدرت نمایی و تایید مرگ خدا و نمایش خدایی انسان بود. مدرنیسم برای اثبات ادعاهایش باید پیشرفت می کرد و پیشرفتش لاجرم باعث سرمستی و شوق جلوتر رفتن. مسابقه بابل سازی تازه آغاز شده بود و برج ها سندهایی ایستاده بودند از قدرت انسان. این همان نیت اصلی و جوهره برج سازی است:”قدرت نمایی”. از این روست که برج سازی در هیچ کجا مانند آمریکا رشد نکرد. متروپلیس جدید تحقق یوتوپیا بود و برج ها ستون هایی برای این معبد جدید بودند. موج برج سازی بخصوص در نیویورک که مساله کمبود اراضی راهش را هموارتر می کرد، سراسر آمریکا را در نوردید و رشک و رقابت همسایگان تمدنی را برانگیخت. لندن، پاریس، فرانکفورت و دیگر دولت های اروپایی با همین رویکرد اما با چاشنی رقابت اقدام به ساخت برج ها نمودند. به بیان دیگر انگیزه فتح آسمان کم کم به رقابتی برای اثبات توانایی بین دولت ها تبدیل می شد، گویی جهان جدید نه یک تیرانداز بلکه اتاق جنگی پر از نمرود داشت.

...  !اداره وزارت بهداشت توسط یک فوتبالیست

برج سازی تبلور انسان مدرن بود

شاید بتوان گفت برج سازی در اروپا تلاشی برای عقب نماندن از قافله مدرن و قافله سالار اصلیش آمریکا بود. نوعی جنگ قدرت. لازم به ذکر است برج سازی تنها یک جنبه از برتری جویی مدرنیسم در غرب است. پل سازی ، تونل سازی،اتوبان سازی عرصه های دیگر سرمستی انسان بود. بلندترین، طولانی ترین، سریع ترین، بیشترین، دشوارترین، اولین، بزرگترین و هزاران “ترین” دیگر کلمات پرتکرار روزهای مسابقه و نشانه های ذوق زدگی مدرنیسم اند.

برج سازی در لندن

امروز اما با نگاهی دو باره به گزارش سالانه شاهد اتفاقاتی مهم و عجیب در این مسابقه هستیم. آمریکا همان پرچمدار لشکر مدتهاست از دور مسابقه خارج شده و بازیگران جدیدی در این میدان پیراهن چاک می دهند. کشورهای در حال توسعه از کشور های توسعه یافته پیشی گرفته اند! چین به تنهایی با کل دنیا رقابت می کند. دبی و ابوظبی و قطر رکورد می زنند و از عجایب روزگار اینکه پرچم لشکر به دست مکه است! نه نیویورک و لندن.

بلندترین ساختمان های سال 2012

همانطور که در تصویر زیر می بینیماز بیست برج بلند ۲۰۲۰  ده برج در چین، پنج برج در خاورمیانه، چهار برج در باقی آسیا، تنها یک برج در آمریکا و هیچ برجی در اروپا و آفریقا و… قرار دارد! برج شارد که امسال در لندن تکمیل شد به عنوان بلندترین برج اروپا در رتبه ۵۶ دنیا قرار دارد!!در نمودار دوم که صد برج بلند دنیا را مکانیابی کرده است آمریکایی که در ۱۹۸۰ همه صد برج را در خود داشت در ۲۰۱۲ به ۲۴ برج رسیده است و چین به تنهایی با ۴۵ برج و خاورمیانه با ۲۷ برج میدان دارند.

بیست برج بلند احتمالی در سال 2020

مکان صد برج بلند دنیا به تفکیک سال

نمودار پایین تعداد ساختمان های ساخته شده بالای ۲۰۰ متر به تفکیک سال است. نمودار سمت راست حجم ساخت و ساز چین و سمت چپ باقی آسیاست. نمودار پایین تر که مربوط به ساخت و ساز آمریکاست به وضوح کاهش و قطع ساخت و ساز در آمریکا را نشان می دهد.

...  خجالتی وبلاگ نویس ؛ نقد کوتاه فیلم سر به مهر

تعداد برج های ساخته شده بالای دویست متر در چین و آسیا به تفکیک سال

تعداد برج های ساخته شده بالای دویست متر در آمریکا به تفکیک سال

برج شارد بلندترین برج اروپا و 56 ام جهان

حال سوال اصلی اینجاست که آیا بلند مرتبه سازی در باکو و بانکوک مشابه میامی و فرانکلین است؟ آیا همان قدرت نمایی مدرنیستی غرب خود را به سواحل شرقی آسیا رسانده است؟ پاسخ منفی است. چرا که اصولا قواعد مدرنیسم در هیچ یک از این کشورها متولد نشده است و نهایتا با اغماض می توان آن را به مهمانی غریبه تشبیه کرد. مدرنیسم چینی و عربی حتی اصالت رقابت زده اروپایی را هم ندارند. باید بدانیم تکنیک ساخت نیز در این کشورها بسیار با غرب و حتی بین خودشان هم متفاوت است. چین و عرب ها به راحتی طراحی و ساخت را به شرکت های آلمانی و انگلیسی سفارش می دهند. پروژه باکو در اروپا طراحی می شود و ایتالیایی ها از خاورمیانه تا کره پروژه می گیرند. پدیده شاندیز با افتخار طراح پروژه را atkins اعلام می کند و سال تولید ملی را هم تبلیغ می کند. یعنی این کشورها حتی توان و تکنیک لازم را هم ندارند و خود را به آزمایشگاه غرب تبدیل کرده اند. بعضی دیگر هم که ادعایی دارند، دانششان بومی نیست و اجرایی از دستورالعملهای وارداتی است.

شرکت پدیده با افتخار طراحی خود را به یک شرکت انگلیسی سپسرده است.

حتی توان اجرا هم این کشورها را در مدرنیسم صاحب منسب نمی کند. پس انگیزه کشورهای تازه از راه رسیده چیست؟ پاسخ همان قدرت نمایی است! اما نه قدرت نمایی انسان غربی با تکنولوژی، بلکه قدرت نمایی بین دیگر کشورهای درحال توسعه برای شبیه شدن به آمریکا. یعنی نه خودنمایی مدرنیسم بلکه اجرای مدرنیزاسیون.برج های بلند مرتبه چین و کشورهای عربی و ایران و … تلاشی است حقیرانه برای تشبه به اروپا و آمریکا. اگر شهردار نیویورک برجهای شهرش را نشان پیشرفت بداند، شهردار دبی برج هایش را باید سند عقب نماندنش(و در واقع عقب افتادگی اش) بداند، حتی اگر ارتفاع بیشتری داشته باشند. چرا که نه تکنولوژیشان بومی است و نه انگیزه شان اصیل. اگر کلاغ در مسابقه دوی کبکی اول شود، افتخاری برای دنیای کلاغ هاست؟

دبی، عرب مدرن؟

شوق و اشتیاق غربزدگی در کشورهای این سوتر در برج ها و پل ها و تونل ها برای سالیان سال ثبت می شوند. بزرگترین ها و بلندترین ها و … عنوان هایی شده اند که ما با آنها غربزدگیمان را جشن می گیریم و افتخارمان جلو زدن از اروپاست. و اثبات دیگرباره این ادعا که هنوز غرب را نشناختیم و هنوز پیشرفت و توسعه را معنا نکرده ایم و هنوز تحت تاثیر ساختمان ها و پل ها و لباس ها و گجت ها و … هستیم. و از خودمان نمی پرسیم: چرا اروپا و امریکا علی رغم فراهم بودن زمینه و تکنولوژی و دانش بومی، دیگر در این مسابقه شرکت نمی کند؟ چرا آن انسان طغیان گر دیگر صندلی اش را بالاتر نمی برد؟

این شباهت پایانی نمرود و مدرنیسم است: خدا را انقدرها هم ضعیف نبود!

Rating: 4.9. From 7 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

سلمانی

معمـار

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

1 Comment on "آسمان، کبک، کلاغ ؛ بررسی علل واقعی بلندمرتبه سازی ؛ قسمت دوم"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
trackback

[…] آسمان، کبک، کلاغ […]

wpDiscuz