اطلس ابر ؛ داستان مرگ انسانیت به بهانه آزادی ؛ نقد و بررسی cloud atlas

Rating: 3.2. From 9 votes.
Please wait...

توجه:این متن ممکن است قسمتی از داستان را لو بدهد.

اگر فیلم را ندیده اید به هیچ وجه آن را توصیه نمی کنیم. فیلمی طولانی، داستان های متعدد، مثله شده و از همه بدتر حضور بازیگران یکسان در نقش های متعدد و بی ربط ! دو ساعت و نیم ماراتن طولانی در جستجوی موضوع اصلی. پس از پایان فیلم اگر قرص سردرد دارید که هیچ وگرنه باید چند ساعتی به مغز بیچاره تان استراحت بدهید. البته برخی در مقام دفاع گفتند فیلم پس از یک ساعت اول هیجان انگیز می شود!!!

لازم به ذکر است فیلم حاوی تصاویر مبتذل متعدد بوده و از سلامت بصری برخوردار نیست. البته مضمون آن نیز همان گونه که در ادامه می آید تعریف چندانی ندارد.

اگرچه اطلس ابر را فیلم خوبی نمی دانیم اما به دو دلیل آن را بررسی می کنیم. اول آنکه به زعم برخی یکی از مهم ترین فیلم های سینماست و دوم آنکه موضوع و مضمونی حائز اهمیت دارد.

حراف با ژست فلسفی

فیلم به شدت حراف است! شاید به دلیل همین پرحرفی است که عده ای آن را یکی از بهترین ها خوانده اند که احتمالا به ابهامات، تناقضات، پراکندگی ها و بی نظمی ها توجه چندانی نکرده اند.

در طول دو و نیم ساعت به اندازه ای قصه های مختلف و دیالوگ های دهن پر کن موجود است که لاجرم نادان ترین مخاطب ها هم تکه ای را کاسب می شوند، مفسران کافه نشین که جای خود دارد.

موضوع فیلم اطلس ابر چیست؟

پرگویی فیلم با ژست فلسفی وقتی بدتر است که تمام قصه ها را پراکنده و تکه تکه درمیان هم بیان می کند. روایت موازی با شش داستان! جالب آنکه داستان ها با بازیگران یکسان تصویر می شود و جالب تر آنکه در نقش های بی ارتباط. یعنی خائن داستان اول قهرمان داستان آخر است!!

در آن سو کارگردانی، گریم ها، تدوین، دکوپاژ و جلوه های ویژه از نقاط قوت فیلم اند. اما به نظر می رسد مهم ترین شاخصه فیلم و آنچه اطلس ابر را مورد توجه قرار داده است چیزی نباشد جز موضوع اصلی اش. اما مضمون اصلی فیلم در میان این همه داستان درهم و برهم چیست؟

رگه های نظریات توهمی فون دانیکن در داستان آخر مشهود است

نقطه مشترک : آزادی

فیلم از شش داستان تشکیل شده است که با یافتن نقطه مشترک این شش می توانیم مضمون اصلی را بهتر بشناسیم. محدودیت، آزادی و حقیقت ترجیع بند این شش است. در تمام شش داستان قهرمان اصلی مورد ظلم یا سلطه مخالفین است و قهرمان داستان برای آزادی تلاش می کند. اما آزادی از چه؟

برده داری

١- داستان اول اساسا درباره برده داری است. آزادی از چنگال غربیان استعمارگر. هرچند مخالفت با برده داری نیز توسط یک اروپایی بیان می شود! اما باز هم اشاره به این بخش تاریک از تاریخ غرب جالب توجه است. حمایت کشیش از برده داری و سلطه پول پرستی بر انسان داستانک های جانبی هستند. قهرمان داستان که برخلاف انتظار یک برده نیست بلکه یک روشنفکر دوره آغاز روشنگری است با ایستادگی در برابر برده داری در مقابل استعمارگران و کلیسا نیز می ایستد. او در پاسخ تحقیر دیگران خود را قطره ای از یک اقیانوس بیداری معرفی می کند.

اخلاق

٢- داستان دوم با ظرافت پیرامون اخلاق است. در داستان دوم اخلاق به عنوان سلطه گر مانع رشد و زندگی یک هم جنس باز مستعد است. فیلم تمام تلاش خود را می کند تا با نمایش مظلومیت شدید این جوان، انحرافات اخلاقی او را حق و قواعد اخلاقی را ظالمانه جلوه دهد. قهرمان داستان به صراحت تمامی مرزها را محدودیت و البته نسبی می داند و می گوید: ” تمام مرزها قراردادی هستند، و منتظر بهبود. یکی آنها را بهبود خواهد داد به محض آن که تصورش را بکند”. او که غرق در فساد اخلاقی و جنسی است در پایان داستان خودکشی می کند. (تبلیغ هم جنس بازی بخش مهمی از فیلم قبلی این نویسندگان بود). اشاره به محدودیت یهودیان از سایر موضوعات این بخش است. نقش بد فرعی این داستان پیرمرد موسیقیدانی است که تلاش می کند دست آوردهای جوان را به نام خود کند و در این مسیر از موقعیت اجتماعی خود (عرف) سواستفاده می کند. اما نقش بد اصلی داستان “محدودیت های اخلاقی اجتماع” است و راهکار شکستن آنها با تاکید بر نسبی بودن اخلاق و اصالت آزادی انسان بر اخلاق معرفی می شود.

...  سه محصول ، سه رویکرد

انحصار طلبی اقتصادی

٣- قدرت پول و سرمایه عنصر سلطه گر داستان سوم است. موضوعی که در آمریکا رخ می دهد و موسسه ای برای حفظ منافعش از پیشرفت علمی جلوگیری می کند. جالب آنکه این ظلم اقتصادی نه تنها نتیجه اقتصاد لیبرالی نیست بلکه به عکس نتیجه نقض آن توسط انحصارطلبی است. یعنی بازار آزاد (رکن رکین اقتصاد مدرن) نه تنها مقصر نیست بلکه خود منجی ای مظلوم است. تلاش قهرمان خبرنگار و رسانه ی آزاد و سالم!  منجر به اصلاح این نقیصه می شود.

قانون مخالف من

۴ – داستان چهارم که در زمان متاخر (۲۰۱۲) رخ می دهد، بسیار با ظرافت است. این فصل که قرابتی جدی با فصل دوم دارد روایت مردی است رها از محدودیت های اخلاقی که باز در چنگال جامعه اسیر است. بخشی از اسارت او مربوط به همان قیدهای اخلاقی است که اگرچه بسیار کمرنگ شده اما بازهم زنده اند. فساد اخلاقی او در این داستان نه تنها محترم شمرده شده بلکه روابط جنسی اش با زبانی طنزگونه نوعی رندی و فضیلت بیان می شود.

محدودیت دوم او قانون است. قوانینی که او را ملزم به ماندن در آسایشگاه می کند و او در تلاشی قهرمان گونه با شکستن آنها از آنجا فرار می کند. همراه با جمله مشهوری که بارها تکرار می شود:” من زیر بار سواستفاده پلید شما نمی روم.” هرچند داستان با هوشمندی قهرمان را در موقعیتی مظلومانه قرار می دهد و قانون را نوعی ظلم به او معرفی می کند، اما در پایان تمامی فعالیت های او اعم از فسادها و قانون شکنی ها مورد تایید قرار می گیرد.

سیاست غیر لیبرال

۵ – سلطه گر داستان پنجم “سیاست” است. این داستان که در آینده رخ می دهد، تقسیم نژادی انسان ها و تعیین طبقاتی اجتماع را روایت می کند. از این رو به شدت یاداور کمونیسم است و به همین دلیل است که در کره جنوبی رخ می دهد. رنگ بندی، پوشش ها، نحوه مبارزه حکومت با مخالفان، نحوه فعالیت انقلاب و فضای جامعه همگی نمودهای سیاست های کمونیستی، نازیستی و غیر لیبرالی است. قهرمان داستان که شکستن مرزها را فرا گرفته پس از شکستن انواع مرزهای بردگی، اخلاق، انحصار طلبی و قانون با حقیقت که همان سواستفاده از انسان است روبرو شده و به رهبر انقلاب تبدیل می شود. او در پیام انسان گرایانه خود می گوید:”زندگی ما متعلق به ما نیست. از رحم مادر تا گور ما محدود به دیگرانیم. گذشته و اکنون، و با هر بدی و خوبی ای، آینده مان دوباره متولد می شود.” در نگاه عام پیام او نه تنها به عدالت یا آزادی اشاره نمی کند ( اصلا مشخص نیست چگونه باعث یک انقلاب می شود) بلکه توصیه ای نیز ندارد و حداکثر  هشداری از تبعات انتخاب ها در آینده می دهد. اما همانگونه که واضح است این پیام بیان اعتقاد به تناسخ است.

رابط: تناسخ

آنچه این شش داستان را به یکدیگر ارتباط می دهد “تناسخ” است. نشان ستاره مانند، یادآوری موسیقی، آشنایی ضمنی افراد با یکدیگر و از همه مهمتر حضوربازیگران یکسان در دوره های گوناگون ذهن مخاطب را به ارتباط روحی ایشان سوق می دهد. قهرمان داستان دوم قبل از خودکشی با مژده دیدار دوباره با شریک جنسی اش در آینده ای نزدیک می نویسد: “من اعتقاد دارم ما زیاد مرده نخواهیم ماند.”

قهرمان داستان پنجم نیز پس از پیام حاوی تناسخ خود با سوال بازجو در این زمینه روبرو می شود:(احتمالا در جهت روشن کردن تماشاگرانی که هنوز متوجه تناسخ نشده اند!)

-“پیام شما نوعی بیان توالی زندگی یک فرد در طول زمان جاودان است. آیا به آخرت اعتقاد داری؟ یا بهشت یا جهنم؟”

-“من مرگ را یک در میدانم. دری که بسته میشود ودر دیگری باز می شود. اگر روزی بهشت را تصور کنم، آن را امیدی میدانم که در پس آن، او(شریک عشقی و جنسی ام) را می بینیم”

نشانه های متعدد و ارتباطات فصول مختلف همگی “تناسخ” را به عنوان نخ داستان تایید می کنند. در حالی که تناسخ از منظر عقل، علم و دین مردود بوده و حتی در غرب نیز به عنوان خرافه ای تمسخر آمیز مطرح بوده است.

...  بي خيال، لايكش كن ؛ سیاست دولت درباره امنیت فضای مجازی چیست؟

اعتقادات و باور ها

۶ – داستان ششم گویی آخرین محدودیت انسان را روایت می کند: اعتقاد. زکریای چوپان مرد معتقدی است که اگرچه از دیگران بیشتر می داند اما مجموعه ای از ترس ها و باورها دارد. این داستان در دوران بعد از نابودی تمدن انسانی روایت می شود و زندگی ابتدایی انسان های باقیمانده را روایت می کند. اعتقادات این افراد همان خبرهایی است که از پیش به جای مانده است. زکریای ترسو به اعتقاداتش پناه می برد. او که در میانه متوجه می شود قدیسه اش همان زن قهرمان داستان پنجم یک فرد عادی بوده است (با تمامی فسادهای اخلاقی و … اش) از چنگ این اعتقاد پوچ می رهد و آزاد می شود. از این رو همراه انسان های متمدن تر از زمین می رود تا تمدنی نو بسازند. فیلم اعتقادات و خرافات را یکسان انگاشته و آن ها را ناشی از ترس معرفی می کند و اساسا  آنها را ساخته و پرداخته توهمات و اخبار پیشینیان می داند. (حال آنکه یک تفاوت مهم اعتقادات و خرافات، اتکای اعتقادات به عقل است)

موضوع فیلم اطلس ابر چیست؟

جمع بندی:

موضوع و مضمون فیلم اطلس ابر درباره نضج و اصل مدرنیسم است. از این روست که در زمان ها و مکان هایی خاص رخ می دهد: اقیانوس آرام و سفرهای دریایی (با اشاره به داروین) در عصر روشنگری (رنسانس)، اسکاتلند و انگلستان خانه ی رشنالیسم و مدرنیسم، آمریکای آرمان شهر (اوتوپیا) و کره جنوبی سرزمین فتح شده مدرنیسم.

آزادی و رهایی از محدودیت ها شعار فریبنده مدرنیسم بود که مانند همین فیلم با سوءاستفاده از بار احساسی مبارزه، حق و باطل را تعریف می کرد. از این رو خواست انسان مهم ترین رکن تعریف خوب و بد می شود. همین نتیجه را می توان در فیلم به عینه دید، چرا که در آن قهرمانان مورد احترام فیلم دچار فساد اخلاقی و حتی هم جنس بازی اند و صد البته موجوداتی به شدت بی هویت، بی ریشه و حقیراند.(فیلم هم نتوانسته این بدیهی را پوشش دهد)

آزادی از هرچه انسان را محدود کند شعار تبلیغی فیلم است و این انسان است که باید به هر آنچه می خواهد برسد. حتی اگر انسانیت نباشد. اما روایت فیلم از مدرنیسم صحیح و کامل نیست.

  • برده داری در دوران مدرن آغاز نشد اما مدرنیسم نه تنها آن را پایان نداد بلکه آن را محافظت نمود. به نحوی که تا همین چند دهه پیش در آمریکا نیز ادامه داشت. امروز نیز نمی توان ادعا نمود برده داری تمام شده است.
  • نوگرایی با از بین بردن مرزهای اخلاقی روز به روز وضعیت اخلاقی اجتماع را وخیم تر ساخت. خیل عظیم فرزندان نامشروع، کمرنگ شدن اتحاد خانواده، بیماری های روانی متعدد، افسردگی، جنگ ها و… گوشه ای از تبعات اخلاق نسبی هستند.

برده داری  مدرن مدرنیسم

  •  اقتصاد بازار آزاد در یک قلم موجب گسترش شدید مصرف گرایی شد و از این طریق برده داری مدرنی ایجاد نمود. سایر تبعات این سامانه اقتصادی را هر روز از اخبار می شنویم: سرمایه گرایی، پول به مثابه ارزش و …
  • رسانه ها نیز اگرچه روشهایی برای آزادی اطلاعات معرفی شدند اما خود به بهترین ابزار های سلطه تبدیل شدند.
  • مدرنیسم همواره دیگر مکاتب را به باد انتقاد و تمسخر می گیرد اما چگونه می توان منکر برده داری ها، حذف مخالفین، دیکتاتوری رسانه ای، سیاست اقتصادی، اقتصاد سیاسی، جنگ طلبی، استعمار و استثمار غرب مدرن شد؟

اطلس نام یکی از اساطیر یونانی است که علیه خدایان جنگید و برای مجازات مجبور شد به لبه غربی زمین رفته و اورانوس را به دوش بکشد. اطلس ابر در این پوشش مظلومانه جان مایه مدرنیسم در مبارزه با دشمنانش را روایت می کند. اما نه تنها صادقانه نیست بلکه با سوء تعبیر از بار احساسی مفاهیم ارزشمندی مثل آزادی، مبارزه، انقلاب، عدالت و انسانیت همه را پای تمایلات شخصی انسان قربانی می کند. این منصفانه نیست.

Rating: 3.2. From 9 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

16 Comments on "اطلس ابر ؛ داستان مرگ انسانیت به بهانه آزادی ؛ نقد و بررسی cloud atlas"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
بدون نام
Guest

ممنون از نقد .

رییس
Admin

ممنون از نظرتون

بدون نام
Guest

شما مطمئن هستید همین فیلم را دیدید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این چیزی که شما میگید در این برهه حساس بسیاربی ربط است.
اگر واقعیت به مزاج شما خوش نمی آید، و سایتی جانب گرا هستید، پیام من را پاک کنید.

موفق و پیروز باشید

بدون نام
Guest

شما مطمئن هستید همین فیلم را دیدید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این چیزی که شما میگید در این برهه حساس بسیاربی ربط است.
اگر واقعیت به مزاج شما خوش نمی آید، و سایتی جانب گرا هستید، پیام من را پاک کنید.
موفق و پیروز باشید

رییس
Admin

برهه حساس؟

علی ز
Guest

من واقعا نمیدونم چرا این کارگردانا رو آوردن به تبلیغ همجنس گرایی و ارائه تصویری غلط از آزادی.
فیلم ماتریکس از دید من ایده جالبی بود که هنوزم جذابیتش از دست نرفته. ولی ذهنیت من درمورد کارگردان هاش تغییر کرد
بابت نقد خوبتون هم ممنون

رییس
Admin

بله متاسفانه این دو کارگدان بخصوص از مبلغان جدی همجنس بازی هستند. هم در این فیلم و هم فیلم v. البته بد نیست بدونید که یکی از این دو برادر سابق با عمل تغییر جنسیت به خواهر تبدیل شده است!

بدون نام
Guest
هر وقت نقدی منفی از فیلمی خوندم با دیدن فیلم بیشتر به این نتیجه رسیدم که منتقدین ما بیشتر سلیقگی نظر میدن تا منطقی.شاید بیشتر از ۲۰۰ فیلم رو با نقدش بررسی کردم و به زحمت برخی از انتقادات رو قبول کردم.حتی منتقدین خارجی هم تو بعضی اظهار نظراتشون محملات زیاد میگن. بیشنهاد من به شما ملت اینه که اول یه فیلمی رو ببینید و مدتی بعد اگر طالب بودین نقدهاشو بخونین.هر چند من مخالف خوندن نقدها هستم.چرا؟ چون خیلی رو ذهنیت و نتیجه گیریهای آیندتون تاثیر میذاره.اونقدری که باعث میشه از یک شخصیت نفرت ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍بیدا کنید اون هم به… Read more »
رییس
Admin

ممنون از نظر و پیشنهاد

فیلم
Guest

اگه بد و مسخره س چرا میبینید و نقدش رو میدید به خورد ملت؟
تمام دنیا میدونن همجنسگرایی انحراف نیست. شما که تحجر تو نظراتتون موج میزنه و هنوز حقایق علمی رو بخاطر عقاید کهنه تون رد میکنیید هرگز نخواهید تونست در حوزه فیلم نظر بدید

رییس
Admin

ممنون از نظرتون

Aaf
Guest

متاسفم که هنوز یه سری آدم تو جامعه ی ما هستند که بر اساس اعتقاداتشون بقیه رو قضاوت میکنن….شما چه حقی دارید که در مورد بقیه قضاوت میکنید.

محمدرسول
Guest
نقد فیلم رو خوندم و به نظرم خیلی نقد خوبی بود. پیچیدگی این فیلم در نگاه اول حتی برای کسانی که آگاهی اندکی از نقد فیلم دارند پنهان نیست. اما در عین پیچیدگی سعی شده کلیدواژه‌هایی بسیار بی‌پرده و واضح بانضمام تصاویر و سکانس‌هایی که مفهوم عبارات رو محدود میکنه به مخاطبِ خسته از پیچیدگی و کمی آشفته ارائه بشه تا شاید با شنیدن این پیام‌ها کمی قانع بشه. به نظرم نکته شما در خصوص تاکید بر مفهوم تناسخ و سعی در رواج بی‌بندوباری خصوصا در زمینه تقیدات جنسی در فیلم مشهود و غیرقابل انکار است. در مجموع دیدن این… Read more »
رییس
Admin

بله صحیح می فرمایید
بیشتر سردرد کننده است تا سرگرم کننده!

kian
Guest

واقعا نقدی ناقص، قضاوت یک طرفانه و توام با “توهم خردمندانه” ای بود!
پر واضح است که وقتی به عنوان منتقد چیزی را نگاه میکنید باید پیش فرض را براین پایه نهاد که از دید شخص روبرو، مسائلی که ما به آن “غلط” میگوییم، “درست” است.
وگرنه نقد شما کوبشی بیش نیست.. و باید هدف از این کوبش را دید..
با امید اینکه دیگر نقد نکنید!!!

رییس
Admin

ممنون از نظر.
البته روش های نقد مختلف هستند، ولی بنده با روش پذیرش پیش فرض های سازنده موافق نیستم چرا که تصور می کنم در آن صورت چیزی جز یک نقد منفعل مجیزگو نخواهیم داشت.
با امید اینکه نقدهای بهتری بنویسیم

wpDiscuz