اطلس ابر ؛ داستان مرگ انسانیت به بهانه آزادی ؛ نقد و بررسی cloud atlas

Rating: 3.2/5. From 19 votes.
Please wait...

توجه:این متن ممکن است قسمتی از داستان را لو بدهد.

اگر فیلم را ندیده اید به هیچ وجه آن را توصیه نمی کنیم. فيلمي طولاني، داستان هاي متعدد، مثله شده و از همه بدتر حضور بازيگران يكسان در نقش هاي متعدد و بي ربط ! دو ساعت و نيم ماراتن طولاني در جستجوي موضوع اصلي. پس از پايان فيلم اگر قرص سردرد داريد كه هيچ وگرنه بايد چند ساعتي به مغز بيچاره تان استراحت بدهيد. البته برخي در مقام دفاع گفتند فیلم پس از يك ساعت اول هيجان انگيز مي شود!!!

لازم به ذکر است فیلم حاوی تصاویر مبتذل متعدد بوده و از سلامت بصری برخوردار نیست. البته مضمون آن نیز همان گونه که در ادامه می آید تعریف چندانی ندارد.

اگرچه اطلس ابر را فیلم خوبی نمی دانیم اما به دو دلیل آن را بررسی می کنیم. اول آنکه به زعم برخی یکی از مهم ترین فیلم های سینماست و دوم آنکه موضوع و مضمونی حائز اهمیت دارد.

حراف با ژست فلسفی

فیلم به شدت حراف است! شايد به دليل همين پرحرفي است كه عده اي آن را يكي از بهترين ها خوانده اند که احتمالا به ابهامات، تناقضات، پراكندگي ها و بي نظمي ها توجه چندانی نکرده اند.

در طول دو و نیم ساعت به اندازه ای قصه هاي مختلف و ديالوگ هاي دهن پر كن موجود است كه لاجرم نادان ترين مخاطب ها هم تكه اي را كاسب مي شوند، مفسران كافه نشين كه جاي خود دارد.

موضوع فیلم اطلس ابر چیست؟

پرگويي فيلم با ژست فلسفي وقتي بدتر است كه تمام قصه ها را پراكنده و تكه تكه درمیان هم بيان مي كند. روايت موازي با شش داستان! جالب آنكه داستان ها با بازيگران يكسان تصوير مي شود و جالب تر آنكه در نقش هاي بي ارتباط. يعني خائن داستان اول قهرمان داستان آخر است!!

در آن سو کارگردانی، گريم ها، تدوين، دكوپاژ و جلوه هاي ويژه از نقاط قوت فیلم اند. اما به نظر می رسد مهم ترین شاخصه فیلم و آنچه اطلس ابر را مورد توجه قرار داده است چیزی نباشد جز موضوع اصلی اش. اما مضمون اصلي فيلم در ميان اين همه داستان درهم و برهم چيست؟

رگه های نظریات توهمی فون دانیکن در داستان آخر مشهود است

نقطه مشترک : آزادی

فیلم از شش داستان تشکیل شده است که با یافتن نقطه مشترک این شش می توانیم مضمون اصلی را بهتر بشناسیم. محدودیت، آزادي و حقيقت ترجيع بند اين شش است. در تمام شش داستان قهرمان اصلي مورد ظلم يا سلطه مخالفين است و قهرمان داستان براي آزادي تلاش مي كند. اما آزادي از چه؟

برده داری

١- داستان اول اساسا درباره برده داري است. آزادی از چنگال غربیان استعمارگر. هرچند مخالفت با برده داري نيز توسط يك اروپايي بيان مي شود! اما باز هم اشاره به اين بخش تاريك از تاريخ غرب جالب توجه است. حمایت کشیش از برده داری و سلطه پول پرستي بر انسان داستانك هاي جانبي هستند. قهرمان داستان که برخلاف انتظار یک برده نیست بلکه یک روشنفکر دوره آغاز روشنگری است با ایستادگی در برابر برده داری در مقابل استعمارگران و کلیسا نیز می ایستد. او در پاسخ تحقیر دیگران خود را قطره ای از یک اقیانوس بیداری معرفی می کند.

اخلاق

٢- داستان دوم با ظرافت پيرامون اخلاق است. در داستان دوم اخلاق به عنوان سلطه گر مانع رشد و زندگي يك هم جنس باز مستعد است. فيلم تمام تلاش خود را مي كند تا با نمايش مظلوميت شديد اين جوان، انحرافات اخلاقي او را حق و قواعد اخلاقي را ظالمانه جلوه دهد. قهرمان داستان به صراحت تمامی مرزها را محدودیت و البته نسبی می داند و می گوید: ” تمام مرزها قراردادی هستند، و منتظر بهبود. یکی آنها را بهبود خواهد داد به محض آن که تصورش را بکند”. او که غرق در فساد اخلاقی و جنسی است در پایان داستان خودکشی می کند. (تبليغ هم جنس بازي بخش مهمي از فيلم قبلي اين نويسندگان بود). اشاره به محدودیت يهوديان از ساير موضوعات اين بخش است. نقش بد فرعی این داستان پیرمرد موسیقیدانی است که تلاش می کند دست آوردهای جوان را به نام خود کند و در این مسیر از موقعیت اجتماعی خود (عرف) سواستفاده می کند. اما نقش بد اصلی داستان “محدودیت های اخلاقی اجتماع” است و راهکار شکستن آنها با تاکید بر نسبی بودن اخلاق و اصالت آزادی انسان بر اخلاق معرفی می شود.

انحصار طلبی اقتصادی

٣- قدرت پول و سرمايه عنصر سلطه گر داستان سوم است. موضوعی که در آمریکا رخ می دهد و موسسه ای برای حفظ منافعش از پیشرفت علمی جلوگیری می کند. جالب آنكه اين ظلم اقتصادي نه تنها نتيجه اقتصاد ليبرالي نيست بلكه به عكس نتيجه نقض آن توسط انحصارطلبي است. يعني بازار آزاد (رکن رکین اقتصاد مدرن) نه تنها مقصر نيست بلكه خود منجی ای مظلوم است. تلاش قهرمان خبرنگار و رسانه ی آزاد و سالم!  منجر به اصلاح اين نقيصه مي شود.

قانون مخالف من

٤ – داستان چهارم که در زمان متاخر (2012) رخ می دهد، بسیار با ظرافت است. این فصل که قرابتی جدی با فصل دوم دارد روایت مردی است رها از محدودیت های اخلاقی که باز در چنگال جامعه اسیر است. بخشی از اسارت او مربوط به همان قیدهای اخلاقی است که اگرچه بسیار کمرنگ شده اما بازهم زنده اند. فساد اخلاقی او در این داستان نه تنها محترم شمرده شده بلکه روابط جنسی اش با زبانی طنزگونه نوعی رندی و فضیلت بیان می شود.

محدودیت دوم او قانون است. قوانینی که او را ملزم به ماندن در آسایشگاه می کند و او در تلاشی قهرمان گونه با شکستن آنها از آنجا فرار می کند. همراه با جمله مشهوری که بارها تکرار می شود:” من زیر بار سواستفاده پلید شما نمی روم.” هرچند داستان با هوشمندی قهرمان را در موقعیتی مظلومانه قرار می دهد و قانون را نوعی ظلم به او معرفی می کند، اما در پایان تمامی فعالیت های او اعم از فسادها و قانون شکنی ها مورد تایید قرار می گیرد.

سیاست غیر لیبرال

5 – سلطه گر داستان پنجم “سیاست” است. این داستان که در آینده رخ می دهد، تقسیم نژادی انسان ها و تعیین طبقاتی اجتماع را روایت می کند. از این رو به شدت یاداور کمونیسم است و به همین دلیل است که در کره جنوبی رخ می دهد. رنگ بندی، پوشش ها، نحوه مبارزه حکومت با مخالفان، نحوه فعالیت انقلاب و فضای جامعه همگی نمودهای سیاست های کمونیستی، نازیستی و غیر لیبرالی است. قهرمان داستان که شکستن مرزها را فرا گرفته پس از شکستن انواع مرزهای بردگی، اخلاق، انحصار طلبی و قانون با حقیقت که همان سواستفاده از انسان است روبرو شده و به رهبر انقلاب تبدیل می شود. او در پیام انسان گرایانه خود می گوید:”زندگی ما متعلق به ما نیست. از رحم مادر تا گور ما محدود به دیگرانیم. گذشته و اکنون، و با هر بدی و خوبی ای، آینده مان دوباره متولد می شود.” در نگاه عام پیام او نه تنها به عدالت یا آزادی اشاره نمی کند ( اصلا مشخص نیست چگونه باعث یک انقلاب می شود) بلکه توصیه ای نیز ندارد و حداکثر  هشداری از تبعات انتخاب ها در آینده می دهد. اما همانگونه که واضح است این پیام بیان اعتقاد به تناسخ است.

رابط: تناسخ

آنچه این شش داستان را به یکدیگر ارتباط می دهد “تناسخ” است. نشان ستاره مانند، یادآوری موسیقی، آشنایی ضمنی افراد با یکدیگر و از همه مهمتر حضوربازیگران یکسان در دوره های گوناگون ذهن مخاطب را به ارتباط روحی ایشان سوق می دهد. قهرمان داستان دوم قبل از خودکشی با مژده دیدار دوباره با شریک جنسی اش در آینده ای نزدیک می نویسد: “من اعتقاد دارم ما زیاد مرده نخواهیم ماند.”

قهرمان داستان پنجم نیز پس از پیام حاوی تناسخ خود با سوال بازجو در این زمینه روبرو می شود:(احتمالا در جهت روشن کردن تماشاگرانی که هنوز متوجه تناسخ نشده اند!)

-“پیام شما نوعی بیان توالی زندگی یک فرد در طول زمان جاودان است. آیا به آخرت اعتقاد داری؟ یا بهشت یا جهنم؟”

-“من مرگ را یک در میدانم. دری که بسته میشود ودر دیگری باز می شود. اگر روزی بهشت را تصور کنم، آن را امیدی میدانم که در پس آن، او(شریک عشقی و جنسی ام) را می بینیم”

نشانه های متعدد و ارتباطات فصول مختلف همگی “تناسخ” را به عنوان نخ داستان تایید می کنند. در حالی که تناسخ از منظر عقل، علم و دین مردود بوده و حتی در غرب نیز به عنوان خرافه ای تمسخر آمیز مطرح بوده است.

اعتقادات و باور ها

6 – داستان ششم گویی آخرین محدودیت انسان را روایت می کند: اعتقاد. زکریای چوپان مرد معتقدی است که اگرچه از دیگران بیشتر می داند اما مجموعه ای از ترس ها و باورها دارد. این داستان در دوران بعد از نابودی تمدن انسانی روایت می شود و زندگی ابتدایی انسان های باقیمانده را روایت می کند. اعتقادات این افراد همان خبرهایی است که از پیش به جای مانده است. زکریای ترسو به اعتقاداتش پناه می برد. او که در میانه متوجه می شود قدیسه اش همان زن قهرمان داستان پنجم یک فرد عادی بوده است (با تمامی فسادهای اخلاقی و … اش) از چنگ این اعتقاد پوچ می رهد و آزاد می شود. از این رو همراه انسان های متمدن تر از زمین می رود تا تمدنی نو بسازند. فیلم اعتقادات و خرافات را یکسان انگاشته و آن ها را ناشی از ترس معرفی می کند و اساسا  آنها را ساخته و پرداخته توهمات و اخبار پیشینیان می داند. (حال آنکه یک تفاوت مهم اعتقادات و خرافات، اتکای اعتقادات به عقل است)

موضوع فیلم اطلس ابر چیست؟

جمع بندی:

موضوع و مضمون فیلم اطلس ابر درباره نضج و اصل مدرنیسم است. از این روست که در زمان ها و مکان هایی خاص رخ می دهد: اقیانوس آرام و سفرهای دریایی (با اشاره به داروین) در عصر روشنگری (رنسانس)، اسکاتلند و انگلستان خانه ی رشنالیسم و مدرنیسم، آمریکای آرمان شهر (اوتوپیا) و کره جنوبی سرزمین فتح شده مدرنیسم.

آزادی و رهایی از محدودیت ها شعار فریبنده مدرنیسم بود که مانند همین فیلم با سوءاستفاده از بار احساسی مبارزه، حق و باطل را تعریف می کرد. از این رو خواست انسان مهم ترین رکن تعریف خوب و بد می شود. همین نتیجه را می توان در فیلم به عینه دید، چرا که در آن قهرمانان مورد احترام فیلم دچار فساد اخلاقی و حتی هم جنس بازی اند و صد البته موجوداتی به شدت بی هویت، بی ریشه و حقیراند.(فیلم هم نتوانسته این بدیهی را پوشش دهد)

آزادی از هرچه انسان را محدود کند شعار تبلیغی فیلم است و این انسان است که باید به هر آنچه می خواهد برسد. حتی اگر انسانیت نباشد. اما روایت فیلم از مدرنیسم صحیح و کامل نیست.

  • برده داری در دوران مدرن آغاز نشد اما مدرنیسم نه تنها آن را پایان نداد بلکه آن را محافظت نمود. به نحوی که تا همین چند دهه پیش در آمریکا نیز ادامه داشت. امروز نیز نمی توان ادعا نمود برده داری تمام شده است.
  • نوگرایی با از بین بردن مرزهای اخلاقی روز به روز وضعیت اخلاقی اجتماع را وخیم تر ساخت. خیل عظیم فرزندان نامشروع، کمرنگ شدن اتحاد خانواده، بیماری های روانی متعدد، افسردگی، جنگ ها و… گوشه ای از تبعات اخلاق نسبی هستند.

برده داری  مدرن مدرنیسم

  •  اقتصاد بازار آزاد در یک قلم موجب گسترش شدید مصرف گرایی شد و از این طریق برده داری مدرنی ایجاد نمود. سایر تبعات این سامانه اقتصادی را هر روز از اخبار می شنویم: سرمایه گرایی، پول به مثابه ارزش و …
  • رسانه ها نیز اگرچه روشهایی برای آزادی اطلاعات معرفی شدند اما خود به بهترین ابزار های سلطه تبدیل شدند.
  • مدرنیسم همواره دیگر مکاتب را به باد انتقاد و تمسخر می گیرد اما چگونه می توان منکر برده داری ها، حذف مخالفین، دیکتاتوری رسانه ای، سیاست اقتصادی، اقتصاد سیاسی، جنگ طلبی، استعمار و استثمار غرب مدرن شد؟

اطلس نام یکی از اساطیر یونانی است که علیه خدایان جنگید و برای مجازات مجبور شد به لبه غربی زمین رفته و اورانوس را به دوش بکشد. اطلس ابر در این پوشش مظلومانه جان مایه مدرنیسم در مبارزه با دشمنانش را روایت می کند. اما نه تنها صادقانه نیست بلکه با سوء تعبیر از بار احساسی مفاهیم ارزشمندی مثل آزادی، مبارزه، انقلاب، عدالت و انسانیت همه را پای تمایلات شخصی انسان قربانی می کند. این منصفانه نیست.

Rating: 3.2/5. From 19 votes.
Please wait...