تصادف تکراری در بن بست ؛ نقد و بررسی فیلم قاعده تصادف

Rating: 2.4. From 25 votes.
Please wait...

تجربی فلسفی

همان طور که یک کار عالی می تواند بحث برانگیز باشد یک کار معمولی و ضعیف هم می تواند باعث ایجاد سوال و طول و تفسیر شود. و همانطور که بعضی کارهای عالی را نمی توان در دسته بندی های رایج جای داد بسیاری از کارهای ضعیف هم قواعد دسته ها را رعایت نمی کنند. قاعده تصادف در چه دسته ای قرار می گیرد؟ نه اکشن و نه دلهره و نه تخیلی. معمولا این فیلم های خارج از دسته بندی را اجتماعی می نامند و اگر قواعد مرسوم دسته را رعایت نکند آن را تجربی می نامند! ولی شاید بهتر باشد قاعده تصادف را فلسفی بدانیم. به این معنا که به درد فلسفه بافتن و معرکه گرفتن بیرون سالن می خورد! بعد از فیلم خسته کننده قاعده تصادف درگیر یک سوال می شویم: “خب که چی؟”

پوستر فیلم قاعده تصادف

مخاطب تخیلی

مخاطب این فیلم کیست؟ مخاطب قاعده تصادف باید فردی صبور و بردبار باشد و توقع بالایی هم از سینما نداشته باشد که دردی از دردهای جدی و به روز اجتماع را با پرداختی دقیق نمایش دهد. و از آن طرف هم نباید توقع پایینی داشته باشد که سرگرم شود! در نتیجه فیلم تجربی یک مخاطب خاص می طلبد. مخاطبی که حوصله یک پلان-سکانس( یک صحنه مداوم بدون کات خوردن) ١۴ دقیقه ای ندارد به درد فیلم تجربی نمی خورد! مخاطبی که داستان جدی می خواهد هم همینطور. قاعده تصادف داستان کوچکی دارد که دو ساعت طول می کشد. این کشیده شدن در فیلم برداری و تدوین هم اتفاق افتاده است.

فیلم برداری به صورتی است که گویی تنها محدودیت شارژ دوربین وجود داشته است (تا جایی که شارژ دارد فیلم می گیریم). گاهی تا نزدیک بیست دقیقه مداوم دوربین شناور در فضاست و تکان تکان خوران دنبال بازیگرها می کند. حرکت فیلم بردار را احساس می کنیم و آرزو می کنیم فیلم کات بخورد. گویی در زمستان منتظر کشف دوباره آتش باشیم. و همه این ها برای چه؟ برای واقعی تر شدن؟ واقعی تر شدن چه سود دارد وقتی باور پذیر نیست و به عکس عذاب آور است. چرا باید ما همراه بازیگران از این اتاق به آن اتاق برویم، از پله ها بالا و پایین برویم یا مدام در پارکینگ راه برویم. توجیه خاصی برای این عذاب پیدا نکردیم چرا که طولانی بودن فیلمبرداری ما را بیشتر متوجه لرزش و موقعیت دوربین کرده و در نتیجه بیشتر ترس و بی تمرکزی را القا می کند. ( مقایسه کنید با تنها یک صحنه کوتاه فیلم دربند که دوربین روی دست صحیح و بجا، تمام استرس نقش اول را به بیننده منتقل می کند. وقتی دخترک دار و ندارش را از دست رفته می بیند، دوربین لرزان از دید او از پلکان پایین می آید) این میان تدوینگر همان کسی است جداً لذت برده است. تنها کاری که باید انجام می شده این بوده که چند قطعه غول پیکر فیلم را به هم بچسباند!

فیلمبرداری خسته کننده قاعده تصادف

داستان یا مساله

داستان کش آمده فیلم با حرکات تعقیب و گریز فیلم بردار و بازیگران، دیالوگ و کمی شوخی و جزییات پر شده است. داستان چالش کم رمقی دارد که به طرز کُشنده ای کشیده می شود هرچند می توانست بسیار جذاب باشد. گویی مساله برای نویسنده خیلی مهم بوده و تصور می شده برای همه به همان اندازه مهم است. پدر به دخترش اجازه خروج از کشور نمی دهد و دختر می خواهد برود که چند برخورد بین دختر و دوستانش و پدر پیش می آید. دختر بدو، بابا بدو، فیلم بردار بدو. و این بدوبدو نزدیک دو ساعت می کشد و آخر هم هیچ. هرچند فیلم داستان داغی ندارد اما بسیار تلاش کرده است که شخصیت پردازی کند. و این شخصیت ها را حول و حوش موضوع چیده است: “روابط بین نسلی”. یک موضوع کهنه و از رمق افتاده.

روابط نسل جدید و نسل قدیم تر موضوع پربحث دهه هفتاد بود که البته مقداری از آن هیاهو غیرواقعی و تبلیغاتی بود. اگر بنا باشد امروز هم همان موضوع و مساله را بررسی کنیم حداقل باید منتظر حرف ها یا لهجه هایی تازه تر باشیم. اما متاسفانه تنها تکرار همان حرفهای ده پانزده سال گذشته را شاهدیم. امروز شرایط زندگی، درک متقابل نسل ها، گسترش رسانه ها و عدم وجود جو تبلیغاتی و سیاسی تقویت کننده نظریه شکاف نسل ها، قواعد بازی را تغییر داده است. در نتیجه تماشای مکرر آن مکررات بدون هیچ حرف جدیدی بسیار عذاب آور است. قاعده تصادف فیلمی از دهه هفتاد است که امسال اکران می شود.

...  از بتمن آموز اخلاص عمل ؛ نقد و بررسی فیلم مهم بتمن شوالیه سیاه برمی خیزد

ashkan-khatibi

تفاوت نسلی پدیده تازه ای نیست و صدها و هزاران سال است که وجود دارد. والدین و فرزندان جایگاه متفاوتی دارند و طبیعی است که در مواردی تفاهم لازم را نداشته باشند. تفاوت نسلی برخلاف آن چه در برخی رسانه ها بیان می شود پدیده نوظهوری نیست و تاریخ آن قابل بررسی است. اما اولا این تفاوت چه اندازه مهم است؟ و دوما چه شدتی دارد؟ این فاصله طبیعی از نظر تربیتی از اهمیت بالایی برخور دار است. به گونه ای که تنظیم این سازوکار یکی از عوامل رشد و آموزش فرزندان است. در نتیجه دغدغه فیلم ساز بسیار ارزشمند و قابل احترام است. منتها متاسفانه فیلم نه تنها وارد مرحله رشد نمی شود بلکه حتی به آسیب شناسی هم نمی رسد. فیلم تنها به بیان شکاف عمیق این نسل ها می پردازد. حال این که شدت فاصله نسلی واقعا به این شوری به نظر نمی رسد. به علاوه همانطور که گفته شد تغییرات اجتماعی جدی این سالها تردیدی محکم بر این نظریات قدیمی و تکراری افکنده است.

کدام نسل، کدام شکاف

مهم ترین سوال ما این است: قاعده تصادف به چه درد می خورد؟ این سوال را نه از نظر سینمایی بلکه از نظر مضمون بررسی می کنیم. قاعده تصادف را بسیاری به “درباره الی” مرتبط دانسته اند. احتمالا این ارتباط را از فضای گروهی حاکم بر دو فیلم یا محدوده کوچک داستانی و فیزیکی دو فیلم برداشت کرده اند. اما می توانیم قاعده تصادف را با یک فیلم دیگر نیز مرتبط کنیم:”گزارش یک جشن”

نسل جوان ترسیم شده در قاعده تصادف چه موجوداتی هستند؟

این فیلم نیز مانند گزارش جشن از دو معضل مهم رنج می برد:

– عدم شناخت نسل جوان. هر دو فیلم به نسل جدید بیشتر ظاهری نگاه کرده اند. شوخی ها، فضای خیلی صمیمی، قیافه گرفتن ها و … هیچ کدام عمیق تر نمی شوند. البته قاعده تصادف در این زمینه از گزارش جلو تر است اما او هم برای شناخت این نسل نهایتا پیشینه افراد را بازگو کرده است. حال آنکه نسل جدید ساده تر و در عین حال پیچیده تر از آنی هستند که نشان می دهند. علی رغم ادعای فیلم، این گروه نمایش می توانند جوانانی از دهه هشتاد یا هفتاد یا شصت یا پنجاه باشند. فیلم ها تنها به پوسته این نسل پرداخته اند و با یکی دو شوخی روز-فیس بوک و گوگل- و تیپ ظاهری خود را راضی کرده اند. درک این نکته برای کسانی از نسل جدید بسیار راحت است.

– معضل دوم هر دو فیلم نمونه پردازی به شدت اشتباه است. یک گروه تئاتر دانشجویی به هیچ وجه نمونه مناسبی برای نسل جوان امروز نیستند. معمولا نمونه را متناسب با فراوانی و تنوع انتخاب می کنند. انتخاب چند مورد خاص از یک مجموعه متنوع بدترین نمونه یابی ممکن است. آیا تصویری که ما از نسل جوان در این فیلم دیدیم نماینده تمام جوانان ایرانند؟ این گروه حتی نماینده تهران هم نیستند! و حتی نماینده جوانان دانشجو هم نیستند! این نمونه یابی مغشوش و تعمیم آن به یک نسل، بسیار بسیار اشتباه انجام شده است. البته ممکن است ادعا شود قصدی بر نماینده معرفی کردن برای یک نسل نبوده است. در این صورت اساس رویکرد ارزشمند فیلم ساز زیر سوال می رود: دوساعت فیلم برای بیان مشکل خاص یک گروه خاص!

به فیلم ساز احترام گذاشته و – مطابق اظهاراتشان- نگاه او را عام تر از بیان تکراری مسایل تکراری بخش کوچک تکراری در سینما می گیریم. (بهزادی در پاسخ به این سوال که آیا با ساختن این فیلم درک نسل چهارم رامی خواستید نشان دهید، گفت: بهتر است بگوییم نگاهی به گوشه‌ای از فرزندان نسل چهارم می‌باشد. تنها تلاش کردم نمونه‌ای از روابط نسل چهارم را نشان دهم و آنچه در توان داشتم برای نشان دادن اینکار بکار گرفتم.) فرض می کنیم تمام -یا بخش مهمی از- نسل جوان این اندازه فاصله عمیق فکری و زبانی با والدین دارند! فرض می کنیم این نسل جوان کشور ما مانند آنچه در این فیلم دیدیم نسلی لوس، ننر، باج خواه، لمپن، خودسر، خودنما، هرهری مذهب، ناکجاآبادی، بی خانواده و شکننده هستند. در این شرایط فیلم به جای بیان ریشه های این مشکلات خطرناک تنها و تنها و تنها آن را نمایش می دهد. حال آنکه همان طور که گفته شد بیان این موضوع یا به زعم فیلم معضل، اصلا تازگی نیز ندارد.

...  چرا سینمای ایران محتاج فراستی هاست؟

قاعده تصادف به این نسل جوان دیکتاتور باج می دهد

بن بست

قاعده تصادف از دو موهبت بکلی محروم است: ریشه یابی و راهکار سازی. ریشه یابی و آسیب شناسی وجود ندارد که ندارد. از آن طرف ممکن است راهکارسازی توقع زیادی به نظر برسد اما حداقل نباید توقع داشته باشیم نسخه اشتباه نگیریم؟! فیلم محترم قاعده تصادف چه پیشنهادی برای والدین و چه پیشنهادی برای نسل جوان دارد؟ والدینی که در برابر خواسته های این نسل لوس دیکتاتور بایستند باید آماده از دست دادنشان باشند. پس تسلیم همه خواسته هایشان بشوند و اساسا تربیت را دور بریزند و خودشان ویزا بگیرند و خلاصه آنکه تحت نام “اعتماد” و “دوستی” به این نسلِ انگل وار باج بدهند. صحنه ای که دختر هنگام نهار، پدری را که همیشه همراهیش کرده است در جمع دوستانش مسخره می کند مرثیه ای برای این والدین است. اما نسل جوان چه؟ بدترین توصیه ممکن چیست؟ نه تنها در فیلم تمام خواسته های خودخواهانه این موجودات بر حق دانسته می شود و در یک فضای کاملا احساسی مظلومیت این جوانان کودک صفتِ متوهم توجیه می شود، بلکه هنگامی که یکی از والدین در مقابل آنها می ایستد و با یک مشکل گروهی مواجه می شوند چه مسیری را انتخاب می کنند: نا امیدی.

وقتی پدر نگران برای پیدا کردن دخترش از گروه کمک می خواهد و برای تهدید امکان لغو پروازشان را چماقی بر سر آنها کرده است، جوانان خیلی راحت تسلیم می شوند و با گفتن:”ما دیگه نمی ریم” آب سردی بر سر طرف مقابل می ریزند. ناامیدی بدترین راهکار پیشنهادی ممکن نبود؟ ای کاش فیلم ساز کمی انصاف به خرج می داد. فضای بن بستی که در قاعده تصادف تصویر شده است به دلیل شناخت ضعیف و اشتباه از نسل جوان، انتخاب و تعمیم نمونه بسیار نامناسب، عدم انطباق با واقعیت جامعه، عدم پرداخت صحیح به مساله فاصله نسلی، عدم ریشه یابی به ارائه راهکارهایی اشتباه منتج شده است. نسل تصویر شده در فیلم یک نسل سوخته مظلوم نیست، بلکه نسلی بی تربیت، بی منطق، خود خواه و مریض است که مدام می گوید:”منو درک کن” و اگر درکشان نکنند یا سرکشی و فرار یا خودکشی و نا امیدی. این تصویر قطعا تصویر نسل جوان امروز جامعه ما نیست اما ممکن است در بخشی کوچک از آن وجود داشته باشد. اتفاقا اگر بنای اولیه فیلم بر نمایش زشتی های این نسل باشد که در این مسیر نمره قابل قبولی می گیرد اما مشکل این جاست که قاعده تصادف به این نسل کودک وارِ مریض باج می دهد و نه تنها بدون هیچ انتقاد جدی ای آنها را پذیرفته است، بلکه از آنها مظلوم وارانه طرفداری می کند. نتیجه اینکه هیچ راه برون رفتی نیست. این نسل را مقایسه کنید با نسل کاری فهمیده مستقل که بتوان رویشان حساب کرد. این تصویر واقعی گم شده فیلم است.

جایزه بهترین فیلم نامه ؟!!!

در این شرایط قاعده تصادف بدترین گزینه ممکن برای رقابت در بخش بین المللی بود (فیلم -علی رغم میل دست اندرکاران- به شدت امکان برداشت های سیاسی جانبی دارد چرا که پدر دختر ظاهرا یک مسؤول دولتی است و از قدرتش رجز می خواند و حتی برادر منعطف تر خود را هم از صحنه بیرون می کند. گروه یک گروه جوان هنری است که قصد خروج از کشور دارد و …) و از آن بدتر اهدای جایزه بهترین فیلم نامه جشنواره فجر به این فیلم بود!!!
قاعده تصادف فیلمی است که می توانست با کمی دقت و شناخت عمیق تر یکی از مهم ترین و شاخص ترین آثار اجتماعی سینما باشد. اما این میوه کال زودتر از موعد چیده شده است. امیدواریم دغدغه ارزشمند فیلم ساز محترم کم رنگ نشده و ساخت فیلم هایی بهتر و واقعی تر را از او شاهد باشیم.

Rating: 2.4. From 25 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

29 Comments on "تصادف تکراری در بن بست ؛ نقد و بررسی فیلم قاعده تصادف"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
صدرا
Guest

دیگه فقط مونده بود شما نقد کنید…بشین بابا هیچی از سینما و هنر نمیدونیییی… میدونم تو از اونایی که ۵ بار میری رسوایی رو می بینی

رییس
Admin

نقد رسوایی رو نخوندین؟

محمد
Guest

با بیشتر موارد مطرح شده در متن نقد موافقم

رییس
Admin

ممنون

بدون نام
Guest

برخلاف شما من فکر میکنم این فیلم کاملا نسل جوون و بخوبی به نمایش کشیده من نمیدونم شما متولد چه سالی هستید ولی جوونهای دهه ۷۰ و اواخر دهه ۶۰ از این فیلم نهایت لذت رو میبرن و کارگردانش رو تحسین میکنن ، اینکه سکانس ها طولانی شده و دیر کات خورده اونقدرها نقد مهمی نیست سعی کنید یکم دیدتون رو نسبت به کارگردانی و بازیگردانی عمیقتر کنید…به هر حال به خاطر وقتی که گذاشتین بابت این نقد ممنونم ولی خیلی بدبینانه نقد کردین

رییس
Admin

ممنونم از وقتی که گذاشتید متن رو خوندید و نظرتون رو بیان کردید
حداقل انتظارم از تصویر نسل خودم ادمهای قابل اعتماد بودند کما این که در بیشتر اقشار این نسل این ویژگی مشترکه و واقعی است
درباره سکانس ها با شما موافقم اگرچه از نظر سینمایی و کارگردانی ارزشمندند اما محصول نهایی چندان جذاب و کارا و گیرا نیست
متشکرم

مهلا 12 ساله
Guest

جواب بدون نام : درسته که بازیگراش خوب بازی کردن
نقششون خوب بود
در حالی که داشتیم فیلم رو میدیدیم داشتیم نهایت لذت رو میبردیم
اما وقتی خود فیلم بد باشه و هیچ هدفی رو دنبال نکنه ،
وقتی تموم میشه از وقتی که برای دیدن اون فیلم گذاشتیم پشیمون میشیم

امیر حسین
Guest

به نظر میاد یکم راجب این فیلم بی انصافی کردید

رییس
Admin

متشکرم از نظرتون

کاوه
Guest
متن نوشته شده به نظر می رسه بیشتر از اینکه نقد فیلم باشه نظرات شخصی شماست که به جای بررسی نقاط ضعف و قوت فیلم صرفا برداشت خودتون رو نوشتید و چون ظاهرا از فیلم خوشتون نیومده این طور راجع بهش دست به قلم شدید . شما تو یه بخشی از نوشتتون – نمی تونم اسم نقد رو روش بگذارم – اشاره به این موضوع کردید که چون پدر دختر اعضای گروه رو تهدید به کنسل کردن پروازشون می کنه اونا ناامید میشن و میگن ما دیگه نمیریم , در صورتی که بعد از بحث و جدلهای زیادی که بینشون… Read more »
رییس
Admin
اولا تشکر می کنم از وقتی که صرف مطالعه کردید و نظر گذاشتید دوما تلاش بنده بر این بود که نقاط ضعف جدی فیلم و نقاط قوت مهم فیلم(مثل پرداختن به موضوعی که می توانست بسیار موثر باشد) را بیان کنم که در تعریف نقد می گنجد. سوما در پایان تلخ فیلم که به درستی توصیف فرمودید انصراف گروه تنها به دلیل ترس از پدر نیست. اما به هر حال همونطور که در متن نیز توضیح داده شده تصمیم نهایی گروه “ناامیدی” از ادامه و یاس از تلاش است. اتفاقا این برداشت شما است که تصور می فرمایید این گروه… Read more »
نیما احمدی
Guest
جناب فارسی عزیز. یاد گرفته ام که به نقد نقادان زیاد دل نبندم. چراکه کسی که امرار معاش‌اش نقادی است، به طرفه‌العینی، به همان اندازه که در مورد یک موضوع می‌تواند بد بنویسد، به همان اندازه هم میتواند ستایشش کند. این، تنها هنر منتقدان است. اما جای جایی در متن‌تان بسیار شایسته‌ی نقد است. به عنوان یک مخاطب کاملا معمولی سینما می‌نویسم، نه یک منتقد یا فیلم ساز. ۱- فیلم با تمام- به زعم شما- ریتم کند و دیالوگ‌های طولانی و سکانس ۱۴ دقیقه‌ای‌اش به قدری مرا جذب خود کرد که اولین باری که به ساعتم نگاه کردم، یک ساعت… Read more »
رییس
Admin
جناب احمدی عزیز سلام تشکر می کنم از وقتی که برای مطالعه و نظر دادن گذاشتید ۱اینکه شما فیلم رو پسندیدید و جذب شدید و برای شما کند نبود مایه خوشحالی بنده است. منظور بنده این نیست که فیلم نمی تواند حتی یک نفر را هم جذب کند ۲ با شما موافقم و معتقد نیستم که همه فیلم ها باید گره گشا باشند.اما معتقدم بیان تکراری یک مطلب تکراری چندان شایسته مخاطب فهمیده نیست.امیدوارم این مطلب را واهی تلقی نفرمایید ۳ بنده جوانان جامعه را با این القاب توصیف نکردم که اگر اینگونه است باکی از عذرخواهی ندارم. تمام آن… Read more »
نیما احمدی
Guest

سپاس
توضیحتان را خواندم. با تمام اختلاف نظرمان در مورد این فیلم، جمله‌پایانی‌تان را به نشان تأیید تکرار میکنم. البته اینبار بدون نشان تعجب (!!!)
«بیایید راضی نشویم»

بدون نام
Guest

البته نظر شما محترم،اما خیلی ساده میتونسن به همراه دوستشون به خارج برن و تئاترشون رو اجرا کنن،واقعا آخر فیلم اصلا این سوال برات پیش نیومد که حالا که چی؟!؟مثلا قبول کردن که کنسل کنن!خوب الان تکلیف دوستشون چی میشه؟!واقعا فیلمنامه بسیار ضعیفه،من به عنوان کسی که اصلا از کارگردانی و فیلمنامه نویسی سر در نمیارم فقط برای آخر این فیلم میتونستم یه مسیر درست بنویسم،باید قبول کرد که این فیلم گاف های زیادی در ساخت و پرداخت به معضل شکاف نسلها داشت و نتونست راهکار درستی برای هر دو طرف ارائه بده.

بدون نام
Guest

یکی از بهترین فیلمای ایرانه واقعا تعجب میکنم.
حتی میشه یه جورایی گفت از درباره الی هم بهتره.

بدون نام
Guest

من که خیلی از دیدنش لذت بردم و جذبش شدم و جزو معدود فیلم هایی بود که تو این مدت از دیدنش پشیمون نشدم
از اول امسال فیلم های زیادی دیدم که بعد از اتمامشون افسوس پول و وقتم رو خوردم
تو امسال دو تا فیلم خوب دیدم یکی همین قاعده تصادف و دیگری میگرن

رییس
Admin

باعث خوشحالی است

بدون نام
Guest

با میگرن شدیداً موافقم ولی با قاعده تصادف شدیداً مخالف

بدون نام
Guest

از نظر من فیلمی ضعیف و در بعضی جاها غیر قابل درک بود، در این فیلم کسانی که به خانواده دروغ گفتند راضی و شهرزاد که با پدرش صادق بود ناراضی. که این از یک دیدگاه می توانند جوانان را تشویق به دروغ گفتن بکند.

niloo
Guest

فیلمه خوبی بود .شما منتقد خوبی نبودید فقط نظرتونو گفتین.

بدون نام
Guest

به نظر من این فیلم به شدت خسته کننده و بی هدف بود. واقعا دیدن این فیلم برای دو بار را میتوان به عنوان شکنجه در گوانتانامو استفاده کنند. داستان ۵ نفری که دور هم جمع شدند و اتفاقاتی که براشون میافته کاملا طبیعی و معمولی است ایا واقعا فیلم کردن هم داره؟ البته فیلم های این مدلی تو این چند ساله خیلی زیاد شدند که میخواند کل فیلم را توی یک لوکیشن جمع کنند
این که این فیلم جایزه بهترین فیلنامه فجر را برد فقط به ادم نشون که میده که چقدر سینمای ما دچار ضعف فیلمنامه نویسی است

بدون نام
Guest

به نظر من بدترین قسمت فیلم آخرش بود که به یکباره تموم شد و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که خب که چی؟! در طول فیلم نه خسته و کسل شدم، نه از ریتم کندش بدم اومد، ولی انتهای فیلم باعث شد اصلاً ازش خوشم نیاد.

بدون نام
Guest

دیالوگها خوب بود وریتم کند فیلم اذیت نمی کرد، فقط دوربین خیلی حرکت می کرد، موضوع جدید و جذابی هم نبود، جدیدا” هم مد شده ته فیلم رو باز می ذارن بی نتیجه، خدا پدر آقای فرهادی رو بیامرزه یه خلاقیتی نشون داد حالا اینا کوتاه نمیان که هر فیلمی می بینی آخرش یاید بگی خوب که چی؟

جعفر حسنی
Guest
با سلام جدا از همه ی این نقدهای مثبت و منفی من میخواستم راجب طراحی صحنه ی این فیلم بگم که واقعا برای من جالب بود. هر سکانس و هر گوشه از لوکیشن های فیلم مثل یک تابلوی نقاشی با دقت چیده شده بود و پشت صحنه ی نمایش بازیگرا مخاطب می تونست ذهن خلاق و هنرمند این نسل ساده خواه و ساده بین از لحاظ هنری رو درک کنه. به نظر من که متولد اواخر دهه شصت هستم درسته فاصله ی بین نسل ها قدمتی طولانی داره اما آیا جنس این فاصله ها همیشه یکسان بوده؟ دغدغه های نسل… Read more »
رییس
Admin
با سلام و تشکر از و توجهتون خیلی کوتاه عرض کنم که بر خلاف نظرتون فیلم نگاهی ساده و سطحی به این نسل دارد. چنین جمع کوچک و دست چین شده ای نمی تواند نماینده یک نسل باشد. اتفاقا بنده انتظا داشتم نسلی پیچیده تر را شاهد باشم نه چنین موجودات تقریبا قابل پیش بینی ای!!! قصد مقایسه نداریم و تنها به عنوان نمونه می توان به نگاه فیلم دربند به نسل جوان نیز اشاره نمود. صد البته که آن فیلم نیز نگاهی ریشه شناختی به این نسل ندارد اما حداقل پایش را فراتر گذاشته و آن روی خوشی ها… Read more »
منتقد نقد شما
Guest

نقدتون به هیچ وجه عادلانه نیست و در بعضی جاها خنده داره و به نظر میاد که با یک نگاه سطحی نوشته شده یا اینکه خودتون سعی کردید فیلم رو به زور با نگاه و دیدگاه سطحی خودتون هم قالب کنید!

رییس
Admin

ممنون از نظرتون
ای کاش مستندتر نقد میفرمودید

تینا
Guest

نقدتون اصلا منصفانه بود به نظر من فیلم خیلی جالبی بود این فبلم نشون داد که دختر و پسر جدا از هرگونه روابط دیگه ای میتونن بهترین دوست برا هم باشن،دیالوگ های طنز فیلم عالـــی بود
به نظر من یکی از بهترین فبلم هاییه که حرف این نسل رو میزنه

wpDiscuz