سینمای روشنفکری و راهکاری به نام فرار

Rating: 0.5. From 2 votes.
Please wait...

عطاران شخصیتی را روانه ی پرده ی سینما می کند، که دیگر هیچ امیدی به زندگی واقعی اش ندارد. او خواب را دوست دارد زیرا تنها جاییست که می تواند از زندگی روزمره اش دور شود. از همه چیز ناامید است و هیچ چیزی در دنیا راضی اش نمی کند. گویی خواب برای او پناهگاهیست برای فرار از واقعیات زندگی.

فرار ایده ی جدیدی درسینمای روشنفکری نیست، سرخوردگی های حاصل از کنش های درونی جامعه، در کنار رگه های پوچ گرایی در خانواده ی روشنفکری، سینمای آن ها را به سوی راه حلی برای مشکلاتش پیش می برد. آن ها فرار را پیشنهاد می کنند.

در «اینجا بدون من» ساخته بهرام توکلی پسر خانواده، آن چنان از وضعیت خود در خانواده منزجر است که تنها راه را فرار از خانواده خود می بیند.

در «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی، زن خانواده با اینکه زندگی خانوادگی خوبی دارد، فضای جامعه را آلوده می بیند و در ذهن خود برای نجات دخترش راه حل فرار از جامعه را در پیش می کشد.

رضا عطاران در خوابم میاد چه پیشنهادی می دهد؟

در «خوابم میاد» نیز اوضاع بر همین منوال است، بازیگر نقش اول (با بازی عطاران) بودنش برای هیچ کس مهم نیست، او به خاطر ناملایمت های جامعه از همه چیز و همه کس طرد شده است و تنها کسی که با او همزبان و همراه می شود، زنی است (با بازی مریلا زارعی) که خود در مشکلات زندگی اش غرق شده و به او فقط به چشم یک ابزار می نگرد.

...  ویترین سینمای ایران: روزنوشت جشنواره فیلم فجر سی و دو

مرد که با دیدن زن، رخوت خواب های گذشته اش (تمثیلی از فرار موقت از خانواده و جامعه) را فراموش کرده و دریچه های زندگی جدیدی را پیش روی خود می بیند، در انتها در منجلابی فرو می رود که از مرگ و خواب ابدی (تمثیلی از فرار از زندگی) استقبال می کند و امیدوار است زندگی آینده اش جایی بهتر باشد.

این یادداشت در پی طرح مسئله است اما سوال اینجاست که “جامعه ی ارزشی چه راهکاری برای نجات جامعه ی روشنفکری از این سرخوردگی در سر دارد؟

Rating: 0.5. From 2 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz