شیرهای مرده در ویترین سیاست؛ ریشه های مشکلات میراث فرهنگی و راهکار ها

No votes yet.
Please wait...

با میراث فرهنگی رفته رفته باید خداحافظی کرد. نه اینکه هیچ کاری انجام نمی شود. نه اینکه هیچ دلسوزی نیست. نه اینکه کسی توجهی به میراث ندارد. بلکه این که سازمان میراث فرهنگی در سیاست زدگی جناحی در حال ذوب شدن است.

تصویری که خرداد امسال از مراسم “نشست معاونین و مدیران ارشد سازمان میراث” پخش شد را مرور کنیم: رییس جمهور روحانی در میانه، آقای نجفی سمت راست و آقای سلطانی فر سمت چپ ایشان قرار دارند. چه تصویری گویا تر از این؟

rohani-miras

این تصویر نشانی است بر تثبیت حکومت جناح زدگی در میراث فرهنگی. رسم بدی که در دوران گذشته جان گرفت. محمود احمدی نژاد با انتصاب آقایان رحیم مشایی، بقایی، احمدزاده کرمانی و ملک زاده ناف این سازمان ملی را با جناحی بازی گره زد و روحانی علی رغم شعار های زیبایش میخ های تابوت را محکم کرد. نجفی گزینه ای بود با تخصص ریاضیات و سوابق سیاسی که با رای نگرفتن از مجلس به ریاست سازمان میراث فرهنگی منصوب شد و هم او نیز جایش را به سلطانی فر داد.

نمونه موردی : دکتر مهدی حجت

در این میان رفتار سیاسی مهدی حجت از بنیانگذاران این سازمان دیدنی است. در حالی که از ابتدا گمانه زنی های ریاست او بر این سازمان شنیده می شد و اعتبار علمی وی تبلیغ و تاییدی سیاسی برای این جناح محسوب می شد، سرانجام فردی با تخصص ریاضی و سابقه جناحی بر او مقدم دانسته شد. او که با لیست اصلاح طلبان به شورای شهر راه یافت، به اشتیاق خدمت در میراث فرهنگی از شورا استعفا کرد اما نهایتا از میراث هم استعفا کرد. چرا؟

IMAGE634649060850039929

مهدی حجت فارغ از سلیقه و سابقه سیاسی اش (که اتفاقا نشان داد چندان مرد سیاست بازی نیست!) حقیقتا دلسوز معماری و میراث فرهنگی است. او با طمع به سازمان میراث نرفت بلکه به قصد کمک، صندلی شورای شهر را رها کرد و به قول خودش به ویرانه ای رفت. چرا استعفا کرد؟ آیا او دانش اصلاح را نداشت؟

دو احتمال وجود دارد: اول آنکه توانش را نداشت و دوم آن که مایوس شد. هرچند در صدد اکتشاف این مهم نیستیم اما نشانه های احتمال دوم قوی ترند. هنگامی که به جای حجت با این سابقه و تخصص، فردی غیر متخصص رجحان می یابد، هم او نیز بعد از مدت کوتاهی تغییر می کند و کسی بی ربط تر می آید، وقتی میراث فرهنگی ملعبه دست سیاست خارجی می شود و شیردال تقلبی خوراک رسانه ای می شود، وقتی کماکان سازمان میراث فرهنگی حیاط خلوت دوستان و رفقاست، چه چیزی تغییر کرده است؟ تصویر مذکور را دوباره در نظر آورید.

rohani-miras

دریایی که قرار بود آرام شود و به تدبیر از آن لولو و مرجان بگیریم، کماکان طوفانی است. البته امید است کشتی بان سال خورده ای چون مهدی حجت ناامید نشده باشد، اما داستان میراث فرهنگی می رود که تلخ تر از آنچه می پنداشتیم به پایان برسد.

ریشه یابی:

سیاست زدگی، همچون سرطان

دلیل ابتلای میراث فرهنگی به بختک سیاست زدگی چیست؟ و چرا دولت ها نگاهشان به این سازمان ملی نیست؟ زیرا سازمان میراث فرهنگی، محیط زیست، سازمان ورزش سابق و … نهادی است در سطح عالی و زیرمجموعه دولت اما بدون نیاز تایید توسط مجلس (انتصاب بدون رای اعتماد). در نتیجه این موقعیت جهت انتصاب دلخواهانه یا دلجویانه! یا رزرو! استفاده می شود.

151607

اسفندیار رحیم مشایی نمونه جالبی است. وی که قطعا از مجلس اصولگرایان رای نمی گرفت و حتی در پست معاونت هم بخت نیاورد، به راحتی بدون هیچ تخصص (مهندسی الکترونیک) یا توجیهی به ریاست این سازمان رسید. پس از او بقایی خلف صالحش شد و سپس احمدزاده از استانداری فارس با مدیریت صنعتی و مدیریت رسانه. این شخص بعدها خود را در حد و اندازه نامزدی ریاست جمهوری دانست. سپس میر حسن موسوی (بعدها ریس دفتر احمدی نژاد) انتخاب و بعد از او ملک زاده دیگر گزینه پر حاشیه و سیاسی دولت دهم بود.  دولت جدید هم نجفی را که از مجلس رانده شده بود به میراث سوق داد. نجفی-گزینه کنار نگذاشتنی دولت- ابتدا برای آموزش و پرورش، سپس میراث، سپس برنامه و بودجه و وزارت علوم جابجا شد. سلطانی فر دیگر رانده مجلس جانشین وی شد.

...  مصائب سیاسی کلمه ؛ غربت معنا و کلمه در سیاست دولت ها

مشخصات روسای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از بدو استقلال از وزارت ارشاد

ریاست سازمانتخصصمدت ریاست(حدودا)منتصبتودیعتوضیحات
سید محمد بهشتی شیرازیکارشناس ارشد معمارییک سال (+شش سال پیش از استقلال سازمان)دولت اصلاحاتدولت اصلاحات
حسین مرعشینامشخصیک سالدولت اصلاحاتدولت مهراز نزدیکان حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی (رییس دفتر و پسرعموی همسر).
اسفندیار رحیم مشاییمهندس الکترونیکچهار سالدولت مهردولت مهراز نزدیکان دکتر احمدی نژاد
حمید بقاییآی تیدو سالدولت مهردولت مهراز نزدیکان رحیم مشایی
روح‌الله احمدزاده کرمانیکارشناس مدیریت صنعتی -ارشد مدیریت رسانهنه ماهدولت مهردولت مهراستاندار پیشین فارس و نامزد انتخابات بعدی ریاست جمهوری
سید حسن موسوینامشخصده ماهدولت مهردولت مهرپس از میراث رییس دفتر رییس جمهور
محمدشریف ملک‌زادهنامشخصهشت ماهدولت مهردولت تدبیر و امید
محمدعلی نجفیارشد ریاضیهشت ماهدولت تدبیر و امیددولت تدبیر و امیدانبوهی از سمت های گوناگون و سابقه سیاسی متنوع از شورای شهر تا وزارت آموزش و پرورش و مشاور اقتصادی و ...(عدم رای اعتماد مجلس)
مسعود سلطانی‌فرارشد علوم سیاسیاز بهمن 92 تا کنون (نزدیک یک سال)دولت تدبیر و امیددولت تدبیر و امیدسابقه ورزشی و سیاسی (مرکز تحقیقات استراتزیک در دوره دکتر روحانی)(عدم رای اعتماد مجلس)

نگاه اقتصادی به سرمایه ملی، علت العلل مرض

علت اصلی تر و عمیق تر مشکلات میراث فرهنگی نگاه منفعت طلبانه دولت و سیاسیون به میراث فرهنگی است. نگاهی که در کلام مسئولین گوناگون و دولت های مختلف یکسان است (سخنان ریاست جمهور در همین نشست معاونین) و تجربه گردشگری سایر نقاط دنیا مانند اروپا و خصوصا دو کشور ترکیه و امارات به شدت باعث تقویت این نگاه در بدنه اجرایی کشور است.

110418_378

اما غافل از آنکه بعد سرمایه ای میراث فرهنگی در زایش علوم و هنر بسیار مهم تر از بازدید گردشگرانی است که گاها بسیار مخرب نیز هستند. نفت را در نظر بگیرید، سرمایه ای خدادادی که به دلار تبدیل می کنیم. قطعا نفت روزی تمام خواهد شد (یا استخراجش مقرون به صرفه نخواهد بود) و تنها کشورهایی که سرمایه ملی شان از دست نداده اند قادر به ادامه استقلال هستند.

9a4dc119df52fa4f0279de7977572e46

وضعیت میراث فرهنگی بسیار حیاتی تر از نفت است. انبوهی از دانش، علوم و هویت در نسخ خطی متعدد حوزه ایران (هندوستان، ترکمنستان، آذربایجان و …) موجودند که نگه داریشان به هیچ وجه درآمدزا نیست. بناهای بسیاری در اقصی نقاط کشور در حال فراموشی و تخریب اند که حتی نقشه ای هم از آنها (در صورت وجود) در اختیار عموم نگذاشته ایم، فنون و صنایعی که از یاد رفته و می وند، داستان هایی که نشنیده ایم، بازی هایی که نمی دانیم، اصطلاحاتی که کسی یادش نیست، الواح گلی رمزنگاری شده گروگان گرفته شده توسط آمریکا و … همگی سرمایه هایی هستند که حفظشان باعث هویت ملی، توسعه دانش بومی و تربیت نسل آینده ایرانی می شوند و هیچ ارتباطی به گردشگر ندارند.

...  یک فیلم موفق

تا زمانی که  در پی سوال “گردشگر به دنبال چیست؟” می گردیم و نگاهمان به سرمایه مان با احترام و قدردانی نباشد، همواره به دنبال فروختن قطعه ای از وجودمان هستیم.

2008_12_04__15_18_43_news

راه حل ها

یک: وزارت میراث

راه حل سریع این معضل تبدیل سازمان به وزارت است. در نتیجه انتصاب وزیر مربوطه نیاز به تایید مجلس و متعاقبا اندکی تخصصی تر می شود. اما این تصمیم باعث بزرگتر شدن و حجیم تر شدن دولت می گردد. ضمنا چه بسا باعث سیاست زده تر شدن سازمان هم بشود. ضمن آن که تاثیر در اصلاح نگاه منفعت طلبانه گردشگری ندارد.

 دو: وزارت ارشاد و میراث

راه حل دیگر، ادغام این سازمان با یک وزارت خانه است. اشتباه بزرگی که یک بار آزموده شد. در این صورت بودجه ی سازمان کاسته و نا امن می شود. ضمنا سازمان را از سطح عالی به زیر مجموعه می کاهد و قدرت اثرگذاری اش را از دست می دهد، چرا که مسائل میراث فرهنگی گاها مستلزم درگیری چندین وزارت است. آفت بزرگ تر آن قربانی شدن سازمان است. اتفاق بدی که درباره وزارت مسکن رخ داد. تلفیق وزارت عظیم مسکن با وزارت عظیم تر راه به هدف کوچک سازی دولت عملا موجب تضعیف جدی این نهادها گردید. زیرا برای برداشتن این حجم کار به یک وزیر رستم و صدها کارمند تهمتن نیاز است!

143071_669

 سه: شورای عالی میراث

راه حل سوم تبدیل این سازمان به یک شورای عالی است. و صد البته واضح است که شوراهای عالی اگرچه کمتر سیاست زده اند اما معمولا کارایی مورد انتظار را نداشته اند، مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی.

چهار: سازمان میراث، وزارت گردشگری

راه حل دیگری نیز قابل بررسی است. طبق این نظر یکی از آفات بزرگ سازمان میراث غلبه نگاه گردشگری و از بین رفتن بعد تخصصی میراث است. با جداسازی میراث فرهنگی از مدیریت گردشگری، سازمانی ملی – تخصصی به نام میراث فرهنگی با ماموریت مرمت، نگاهداری و پژوهش حفظ می شود، در عوض بعد گردشگری که اولا بسیار فراتر از میراث فرهنگی است (درمانی، آموزشی، اقتصادی و …) و ثانیا سازوکار متفاوتی دارد و ثالثا نگاه اقتصادی دارد، در قالب وزارت یا زیر مجموعه به بدنه دولت تبدیل شود.

23965

در واقع میراث و گردشگری تقریبا تنها در موضوع با هم اشتراکاتی دارند و قرار گرفتنشان زیر یک سقف باعث تضعیف متقابل و حجیم تر شدن سازمان شده است. این پیشنهاد کارشناسانه به شدت قابل بررسی است. زیرا با تخصصی شدن میراث فرهنگی لاجرم حداقل های کارشناسانه در انتخاب ها رعایت می شود. البته این پیشنهاد هم تبعاتی خواهد داشت. مثلا احتمال تضعیف قدرت سازمان یا تضعیف جنبه های درآمدزایی اش. اما در مجموع این طرح به نظر کاراتر است و می توان با مدیریتی صحیح و قانون گذاری خاصی سازمان میراث را از این وضعیت اسفناک خارج کرد.

واقعیت آن است که سازمان میراث فرهنگی می تواند از وزارت نفت مهم تر باشد به شرط آن که بخش های دولتی اش (گردشگری که به درآمد در زمان حال می اندیشد) از بخش های ملی اش (میراث فرهنگی که به استقلال و هویت می اندیشد) جدا دیده شود.

به اشتراک بگذارید!
No votes yet.
Please wait...

سلمانی

معمـار

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz