مصائب سیاسی کلمه ؛ غربت معنا و کلمه در سیاست دولت ها

No votes yet.
Please wait...

حمید رضا روایی نوشت: انتخابات رياست جمهوري اخير نشان داد “كلمه” يك مشكل جدي در عرصه سياست ورزي است. “اصول گرايي” نامي است كه ذيل آن اختلاف رقبا بيش از يك تفاوت سليقه بود. آيا همگي افرادي مانند علي مطهري، احمدي نژاد، ولايتي و جليلي در اين قطار قابل جمع اند؟ جالب آنجا است كه با وجود فراگير شدن اين لغت از هشت سال پيش حتي افرادي مانند هاشمي و ناطق نوري را نيز اصول گرا مي نامند.

ImageThumb2-

موارد فوق نشان از بي اعتباري معنا و تبديل كلمه به برچسب است. مثال فوق در رابطه با اصلاح طلبي وضعي حادتر و آشفته تر را نمايش مي دهد. هنوز هم بعد از شانزده سال تعريفي اجماعي از اصلاح طلبي در كار نيست. جامعه مدني، مهرورزي، توسعه سياسي، تساهل، فضاي باز، مصلحت، بهار و ساير برچسب هاي سياسي دهه هاي اخير همگي پوك و مبهم اند و به شدت قابل تاويل. از همين روست كه افراد گوناگون فريب مي دهند و فريب مي خورند و عرصه را بر اعمال سليقه و سياست بازي مي بازند. نتيجه نيز جز غبارآلودگي و بي اعتمادي چيست؟

متاسفانه در این بخش ادبیات سیاسی بسیار ضعیف و سطحی است و موجب آسیب هایی اجتماعی می شود. اینکه این بیماری خطرناک شباهتی جدی به سطحی نگری ژورنالیسم دارد خود نشانه ای است دقیق برای آگاهان.

اصلاح طلبی و طیف های مخلف

امروز دولت محترم با شعار مبهم دیگری مانند اعتدال آمادگی به دام افتادن در چنگال فریبکاران را ایجاد می کند. اشخاص ملون یا نان به نرخ روز خوری که دیروز اصول گرا بودند امروز احساس اعتدال دارند و صد البته فردا هم تعویض برچسب دشوار نیست. چه تضمینی وجود دارد که مردمی که با اعتماد و برداشت های شخصیشان به اعتدال رای دادند فردا با قرائت های تازه ای روبرو نشوند؟ از سوی دیگر ابهام فضای سیاسی  بهترین شرایط برای نفوذ دیگران یا رشد فرصت طلبان ایجاد می کند. ورود به حاشیه و انحراف از منظور اصلی شعار را نیز اضافه کنید.

...  اطلس ابر ؛ داستان مرگ انسانیت به بهانه آزادی ؛ نقد و بررسی cloud atlas

به نظر می رسد یکی از بیراهه هایی که شعارها را به برچسب تبدیل می کند، همراهی یا همزادی کلمات با اشخاص باشد. اعتدال را با نزدیکی به هاشمی می شناسیم همان طور که اصلاح طلبی را به دوری از او و نزدیکی به خاتمی می شناختیم. اشخاص معرف کلمات می شوند. از سوی دیگر برچسب ها گاهی به معنای نفی دیگری است. اصول گرایی برچسبی شد به معنای اصلاحاتی نبودن. حال آنکه طیف هایی مختلف شامل این مخالفت هستند و همین تفاوت ها بود که در انتخابات اخیر بروز یافت. در نتیجه مشخص می شود اصلاحاتی نبودن دلیلی کافی بر هم مسیر بودن نیست. اعتدال نیز به همین منوال مبهم، بی مرز، گنگ و تفسیرپذیر است.

هاشمی اصولگرا؟

نکته آخر آنکه وقتی ادبیات سیاسی کشور مقتدر یا شفاف نباشد مفاهیم و روش ها را از دیگران تامین می کند. اگر اصلاح طلبی تعریفی می شد امروز به معنای reformism نبود و از افرادی با این سلیقه عضو نمی گرفت. جامعه مدنی، توسعه سیاسی، گفتگو و … اگر خواستگاهی وارداتی نداشته اند همگی معنایی وارداتی گرفته اند و می گیرند. تعابیر راست و چپ و … نیز ریشه در جای دیگر دارند. اصولگرایی هم کمی به محافظه کاری تنه می زد اما امروز بعضی معنای آن را به سمت افراط گرایی پیش می برند و اعتدال در عوض جایگاه محافظه کاری را پس می گیرد.

در این بلبشوی ادبی-سیاسی راه حل، ایجاد حزب و دفتر و بنیاد نیست بلکه تبیین و تعریف واژه ها است. مشخص کردن مرزها قدم بعدی است و محک افراد با تعاریف قدم بعدی اش. سیاست یک رفتار پیچیده است و باید برای کنترل آن ادبیاتی قوی و شفاف اتخاذ نمود در غیر این صورت باید منتظر تغییرات و طوفان ها شد.

...  سینمای بی مردم، مردم بی سینما : کوتاه درباره جشنواره فیلم فجر

vote to rohani

No votes yet.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

نویسنده مهمان

می اندیشم میزبان نویسندگان متنوع و دیدگاه های گوناگون است. دیدگاه هایی ارزش مند و حتی متضاد از جهات مختلف موضوعی پایگاه. (می اندیشم تنها بازتاب دهنده است و مسئولیت نوشته های مهمانان بر عهده نویسندگان است.)

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

1 Comment on "مصائب سیاسی کلمه ؛ غربت معنا و کلمه در سیاست دولت ها"

avatar
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
trackback

[…] شکستن دهان کسانی که معتقدند ادبیات سیاست ما قوی نیست (این افراد!) پیشنهاد تشکیل تشکیلات شکیل زیر ارائه می […]