پلان های دردآور سینمای ایران

Rating: 3.0. From 2 votes.
Please wait...

«خواندن این متن را قبل از رفتن به جشنواره فیلم به سینما رو های متعهد توصیه می کنم.»

با هزار ذوق و شوق داخل سایت جشنواره می شوی و بلیط سفارش می دهی و بعد هم صف تحویل بلیط و … با هزار مصیبت بلیط های جشنواره را میگیری ولی همیشه آخر جشنواره با همان ذوق و شوق اولیه تمام نمی شود …

اشتباه نکنید این نوشته ها فقط مربوط به زمان جشنواره نیست بلکه مربوط به تمام زمان ها و تمام حالات ما در این وانفسای سینمای ایران است در این وانفسای بی کسی و بی سامانی !!!

آروم آروم دارم به حرف آن دوستم که میگفت این جشنواره دیگر جشنواره زجر است تا فجر، می رسم اگر چند تا فیلم مثل روز های زندگی و ملکه و قلاده های طلا هم که نبودند رسما دق می کردم و روی همان صندلی های قرمز سینما …

نمی خواهم از متعجب شدنم روی زمین سینما در حین اکران “فیلم گزارش یک جشن” و اینکه آخر فیلم دوباره تیتراژ را با دقت خواندم که این فیلم را چه کسی ساخته است، بگویم !

می خواهم مروری کنم بر نتیجه ده روز سینمای ایران در جشنواره فجر فرقی نمی کند ۸۹ یا ۹۰ یا ۹۱ این سیر گویا ادامه دارد !

چند سالی است که فیلم های جشنواره را دنبال می کنم، نکته ای که چند وقتی است ذهنم را مشغول ساخته است، این است که با دیدن یک سری فیلم پشت سر هم به نکاتی می رسیم که در طول سال شاید به آن ها توجه نکرده باشیم، شاید این از حسن های جشنواره باشد که بتوان تقریبا محصولات سینمایی یک سال را ببینی و ارزیابی کمی و کیفی آن را داشته باشی.

و اما نکات مطروحه :

۱)مسئله خیانت :

   خیانت متاسفانه به یک مسئله عادی و روزمره در سینمای ایران دارد بدل می شود گویا این مسئله ای است که تمام افراد جامعه با آن سر و کار دارند! چون اگر مسئله ای همه گیر شود و یا حداقل قشروسیعی با آن دست به گریبان باشند باید مورد توجه فیلمساز ها قرار گیرد فلذا توهم مسری دانستن این موضوع به نوعی توهین به خانواده های مسلمان ایرانی است ، این مسئله را حداقل در ده فیلم امسال جشنواره مانند “برف روی کاج ها” ، “زندگی خصوصی” ، “پل چوبی” و … می توان دید و سال های قبل هم رسم به همین منوال با اکران فیلم های “درباره الی” و “سعادت آباد” و … ادامه پیدا می کند .

آیا به نظر فیلمسازان با رواج این مسئله و طبیعی جلوه دادن آن و قبح زدایی از آن بنیان خانواده متزلزل نمی شود؟ آیا صاحبان غول های رسانه ای جهان به هدف غایی خود که همانا از بین بردن خانواده و نهاد آن در کل جهان و به ویژه در جامعه ایران است نمی رسند و و آن فیلمسازان خواسته یا ناخواسته عمله آنان محسوب نمی شوند؟

...  نقد فیلم برف روی کاج ها

یا شاید ]خدای نکرده[برای اینکه چون آن فیلمسازان نمی توانند (شاید باید گفت اجازه ندارند ولی توانایی آن را دارند.) صحنه های س.ک.س را در سینما نشان دهند برای اینکه ژست جشنواره ای فیلم های خود را حفظ کنند و خدای ناکرده نکند فلان میوه بلورین و بهمان حیوان زرین را کسب نکنند قسمتی از داستان فیلم را به مسئله خیانت اختصاص می دهند؟

۲)مسئله گریم :

البته گریم که چه عرض کنم، کار به آرایش و … رسیده است. احتمالا” فلسفه وجودی پدیده ای به نام گریم گرفتن ایرادات و عیب های صورت و یا نزدیک کردن چهره بازیگر به شخصیتی است که قرار است نقش آن را بازی کند، باشد نه اینکه وسیله ای برای جلب بیننده به سینما. سینما با رد شدن از این خط قرمز خیز بلندی برداشت برای خطوط قرمز بعدی که همانا آرایش کردن زنده در حین فیلم از آن دسته خطوط است، گویا این نکته جزء جدا نشدنی بیشتر فیلم های این دوران شده است، مثل “آیینه های روبرو”،”به همین سادگی”،”یه حبه قند”.

 یادم می آید در فیلم “نجات یافتگان” ساخته مرحوم رسول ملاقلی پور، خانم عاطفه رضوی در سکانسی طلایی از این فیلم بعد از شنیدن خبر آتش بس بین ایران و عراق به داخل چادر می رود و موهای خود را شانه می کند و تا حدی هم به آرایش خود می پردازد که با حرکت ویژه دوربین و در سایه نشان دادن آن این صحنه بسیار به یاد ماندنی در آمده است.

 آیا مرحوم ملاقلی پور نمی توانست خودش را به سختی نیاندازد و و آن صحنه را بدون حرکت دوربین و مستقیم و بی پرده نشان دهد یا اینکه عفت زن مسلمان ایرانی برایش مهم ومسئله بوده است ؟(روحت شاد عمو رسول) بعد از آن تقریبا” تمام منتقدین متعهد از این صحنه تمجید کرده و آن را ستودند ولی این فرق دارد با فیلم های این عصر که رسما” در قاب نقره ای سینما ابرو برمی دارند!!!

تعجب بنده بیشتر نسبت به فیلم هایی است که تا حدودی از مقبولیت نسبی در بین مردم برخوردار است و اصطلاحا” فیلم خوب و خانوادگی محسوب می شوند مانند به فیلم”همین سادگی”  ولی این فیلم و سایر فیلم ها از این دست به دلیل نکات مثبتی که دارند تا حدودی می توان از این گونه معایب به امید رفع در آثار آتی چشم پوشی کرد (ان شاء ا…) ولی با این حال باز رنج آور می نمایانند.

۳)مسئله تماس بازیگران مرد و زن :

در سال های ابتدای سینمای ایران در بعد از انقلاب اسلامی اگر می خواستند در صحنه ای مادری فرزند خود را درآغوش بگیرد ازهزار ترفند و دوز و کلک و حرکت دوربین گرفته تا اینکه سرد مرد های فیلم چادر کنند به خرج می دادند تا از تماس جلوگیری کنند ، ولی حالا زن و شوهر فیلم خیلی راحت کتک کاری و … می کنند، آیا نمی شود با تغییر زاویه دوربین و یا جامپ کردن به پلان بعدی و نشان دادن کبودی صورت این درگیری را نشان داد،(با این توضیح که حذف این گونه صحنه ها اشکال ساختاری به فیلم وارد نمی کند.) وآب از آبهم تکان نمی خورد و جالب است که مورد ممیزی های ارشاد در اکران عمومی هم واقع نمی شود و بعد وقتی همه دیدند در سیستم پخش ویدئوی خانگی حذف می شوند(این تناقض و ممیزی ارشاد در اکران عمومی و پخش ویدئویی هم داستان طول و درازی دارد که باید به آن پرداخته شود.) به عنوان نمونه فیلم های “زندگی خصوصی آقا و خانم میم”،”درباره الی”،”جدایی نادر…”،”همیشه پای یک زن…” را می توان شاهد بحث آورد.

...  الناس علی نشانی ملوکهم: وضعیت تاسف برانگیز زبان فارسی در نشانی های اینترنتی حکومتی

 اگر بخواهیم برای تمامی موارد فوق مثال های بیشتری بیاوریم کل نوشته به اسامی فیلم ها میگذرد ولی این توضیح را اضافه می کنم که تعداد اندک نمونه ها نشان از تعداد کم فیلم ها با این ایرادات نیست بلکه این به عنوان مشتی از خروار است.

در پایان اگر این بنده حقیر و کمترین و آماتور سینما رو با چندین بار به جشنواره رفتن به این نکات رسیدم پس حتما” مسئولین امر با این سبقه ی طولانی نمی توان قبول کرد که به این نکات نرسیده باشند، لاجرم تکلیف چیست ؟

اگر ما از فیلم های آن زمان انقلاب فاصله گرفتیم حداقل از لحاظ محتوا به این دلیل نیست که خودمان هم از آرمان های انقلاب دور شده ایم ؟

 بگذارید با هم رو راست باشیم شترسواری که دولا دولا نمی شود هم بگوییم سینمایی شایسته حکومت اسلامی و انقلابی داریم و هم به این عناصر غرب زده، به این عناصری که خوب حرف آن سیاستمدار که گفته بود : “ما باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم!” را دنبال می کنند و هدفشان محقق کردن آن است، اجازه کار در این حد و حدود را بدهیم.

اینجانب اصلا” و به هیچ وجه قصد سیاه نمایی سینمای ایران را نداشته و ندارم و انشا ءا… با تمام کاستی های سینما نخواهم داشت ، من هنوز به امید اینکه طلا و مس ، اتوبوس شب ، آژانس شیشه ای و یا از کرخه تا راینی دیگر را ببینم به سینما می روم.

ولی آیا وقت آن نرسیده که تئوریسن های فرهنگی ، متعهد و مذهبی پا به میدان عمل بگذارند و تئوری های خود را جامه عمل بپوشانند؟ یا اینکه آنها آماده اند، ما باید به سراغ آنها برویم ؟ و هزار یا و آیا و اما و شاید و اگر دیگر که سینمای ایران به شدت به آن نیاز دارد.

هادی رضائی- ۲/۱۳۹۱

پایگاه های دیگر با این برچسب ها

    Rating: 3.0. From 2 votes.
    Please wait...
    به اشتراک بگذارید!

    همچنین ممکن است بپسندید ...

    Leave a Reply

    Be the First to Comment!

    Notify of
    avatar
    wpDiscuz