چرا جاذبه جذاب است ولی شاهکار نیست؟؛ نقد و بررسی فیلم جاذبه gravity

No votes yet.
Please wait...

بی مقدمه : جاذبه شاهکار نیست. شخصیت سازی ندارد. داستان کافی نیست و به گنگی می رسد. حتی کمی خسته کننده می شود. نمادپردازی های سنگین بی جا دارد. اما فیلم گیرا و جذابی است. بیننده را می نشاند و او را تحت تاثیر قرار می دهد. سوال: تحت تاثیر چه چیزی؟ قطعا جواب این سوال “داستان” نیست. پاسخ های بهتر این هایند: تکنیک، مفاهیم و فضا

gravity جاذبه (13)

تکنیک

مساله تکنیک در فیلم جاذبه یکی از مهم ترین عوامل جذب مخاطب است. اما تکنیک این فیلم دو بعد دارد: اول تکنولوژی ساخت و صحنه سازی های فوق العاده سه بعدی و دوم تبدیل تکنیک به فرم.

به عنوان مثال صحنه های اعجاب انگیز برخورد قطعات و نابودی سفینه ها، فرود و سوختن سفینه چینی از جمله مثال های شاخص و زیبای کاربرد تکنیک در فیلم اند. صحنه هایی که مشابه زیادی در هالیوود دارند مانند: ترانسفورمرز، هری پاتر، ارباب حلقه ها و … تکنیکی که اعجاب مخاطب را بر می انگیزد اما با آمدن تکنیکی بالاتر، از مد می افتند. البته مزه تکنیک در جاذبه کمی متفاوت است. تکنیک جاذبه علاوه بر اعجاب انگیزی احساسی غریب هم دارد: زیبا و وحشتناک! جذاب و اضطراب انگیز!

gravity جاذبه (10) gravity جاذبه (11)

استفاده از تکنیک در خدمت فرم

امتیاز کارگردانی آن است که در مواردی از قدرت سه بعدی در ساخت فرم بهره می برد (تکنیک را کنترل می کند). اوج این ترکیب صحنه غوطه ور شدن اشک در فضا و نمایش پس زمینه از ورای آن است. هم چنین صحنه رها شدن ابتدایی فضانورد در پهنه فضا و اندک اندک آرام شدن اوست.

با این همه، سکانس پلان ها (صحنه های طولانی بدون کات) کمی کش دار و با حرکات عجیب و غریب دوربین، وقتی از مزه می افتند، آزاردهنده و گیج کننده می شوند و یکی از عوامل مهم ضربه زننده به داستان شده اند. چرا که به دلیل توالی زمانی کندشان قدرت قصه گویی ندارند و بیشتر موقعیت را معرفی می کنند. ایضا نا هماهنگی تبدیل این سبک به دید اول شخص داخل سفینه ها محسوس است.

...  طرح هایی از نا کجا 1: میدان انقلاب ؛ مهم ترین میدان تهران در چه وضعیتی است؟

G

مفاهیم

فیلمی که شخصیت پردازی کافی ندارد، کم دیالوگ هم باشد، اما موقعیتی فوق العاده داشته باشد، و به دلیل وضعیت فضایی بایست دکوپاژ حداقلی داشته باشد، خواسته و ناخواسته به سمت نمادپردازی و مفهوم سازی پیش می رود. فضا امکان بردن میز و صندلی و … ندارد. پس هرچه همراهتان می برید مهم ترین انتخاب شماست. مهره شطرنج، عروسک، راکت پینگ پنگ، مجسمه بودا، شمایل مسیح همگی نشانه می شوند.

اما نقطه ضعف اصلی فیلم شخصیت پردازی بسیار محدود است. از شخصیت اصلی تنها اطلاعاتی بسیار اندک می گیریم. کمی از بچه اش، پیشه اش و خیلی کمتر از پیشینه اش. شخصیت های دیگر که هیچ. طبیعی است که داستان شکل نگیرد و اگر بیننده همراه می شود به دلیل داستان نیست بلکه به دلیل موقعیت است. بیننده نمی فهمد چرا نقش اصلی امیدوار می شود؟ مشکل چیست؟ و یا آنکه دکتر با این وضعیت بی انگیزگی و گیجی در فضا چه می کند؟ او بارها می گوید از فضا متنفر است، در آزمایش ها نا موفق بوده، مشکل روحی دارد، مضطرب است، نافرمانی می کند و گویی از ناچاری به فضا آمده! چرا؟ زیرا نویسنده و کارگردان این ویژگی ها را به او تحمیل کرده و از ابتدا قصد داشته اند فیلمی نمادپردازانه بسازند.

gravity جاذبه (13)

این زن یک زن خاص نیست بلکه باید نماینده زن غربی باشد و برای این نمایندگی باید عام باشد. داستان کوچک فیلم از فقر شخصیت و البته تصمیم نویسنده به سمت مفهوم پردازی و متعاقبا ابهام پیش می رود. نتیجتا فیلم تاویل برانگیز شده و افراد برداشت های مختلف دارند. این ضعف بزرگ مستقیما متوجه فیلم ساز است هرچند مفاهیم ارزشمندی مقصود وی بوده است.

مفاهیمی مانند ایمان، جبر و اختیار، جهان بینی هدف مند دینی در مقابل بی هدفی لائیسم، علم سرگشته و از همه مهم تر مرگ. در این باره می توان روده درازی کرد و به تفسیر فیلم پرداخت اما تنها به یک خط بسنده می کنیم: فیلم داستان بعثت دوباره انسان غربیِ سرگشته، بی هدف، عالِم و جانشینی دوباره او در زمین از سوی خداست. بازگشت انسان به خدا و اعتماد خدا به انسان.

...  واقعيت درون قاب نيست ؛ سه شباهت اینستاگرام با زندگی ما

gravity جاذبه (3)

فضا

مهم ترین، قوی ترین، موثر ترین و جدی ترین عنصر فیلم “فضا”ست. فضا است که بیننده را همراه می کند، او را به فکر وا می دارد، می ترساند و جان داستان است. فضاست که تکنیک فیلم را غریب و متفاوت می سازد. فضاست که حرکات خاص دوربین و فرم را توجیه می کند. فضاست که مفاهیم را می آفریند و رشد می دهد. فضاست که نمادپرداز است و فضاست که تفکر برانگیز است. فضاست که ما را می گیرد و شاید بتوان گفت تنها شخصیت فیلم که پخته شده است فضا است.

gravity جاذبه (6)

چه بسا بتوان ادعا کرد که جاذبه فیلمی علمی تخیلی نیست، بلکه فیلمی واقع گرا (و نمادین) است که تنها در فضا اتفاق می افتد. کما این که برخی رخدادهای فیلم مانند جابجایی بین ایستگاهها و حضور یک فضانورد گیج و منگ علماً غیر ممکن است. از بعد تخیلی نیز فیلم در زمان حال است و تکنولوژی ها عمدتا متعلق به اکنون است. اگر (موقعیت) فضا را از فیلم بگیریم چه چیزی باقی می ماند؟!

امتیاز ویژه فیلمساز آن است عمیقا فضا را حس کرده و آن را مانند هوا در فیلم جاری کرده است. داستان نارس اش را بر اساس این موقعیت غریب پیش می برد و بستر اصلی را تا انتها حفظ می کند. جاذبه شاهکار نیست اما موقعیت و شخصیتی خاص به نام فضا دارد، این فضای غریبِ بزرگِ مهیبِ وحشتناک. این فضای سیاهِ بی شکلِ بی مرزِ ترسناک. این فضای رهای جذابِ بدونِ جاذبه.

پ.ن: نسخه اصلاح شده پخش شده از صدا و سیما تفاوت جدی ای با اصل ندارد.

No votes yet.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

1 Comment on "چرا جاذبه جذاب است ولی شاهکار نیست؟؛ نقد و بررسی فیلم جاذبه gravity"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
hamidsaw
Guest
ده اشتباهات اساسی فیلم جاذبه از منظر علم نجوم و کیهانی: برای بحث میتونید با این آدرس بامن در ارتباط باشید hamidsaw770@gmail.com ۱.جرج کلونی از جت پکی که (کوله پشتی که برای تامین پیش رانش استفاده میشد ) برای پیاده روی بی مورد بود استفاده کرد و جون فضانورد را به خطر می انداخت ۲.فضانوردان چند ماه قبل ماموریت با هم آموزش می بینند و خیلی چیزها در مورد همدیگه می دونند اما تو فیلم فضانورد همدیگرو نمی شناسن و جرج کلونی از ساندرا میپرسه اهل کجایی ؟خخخ ۳.تلسکوپ هابل که به شاتل متصله در فاصله ۵۶۰کیلومتری زمین قرار داره… Read more »
wpDiscuz