چقدر نزدیک؟ آینده تکنولوژی ارتباطات چیست؟

No votes yet.
Please wait...

همیشه یکی از مایه های جذاب داستان های علمی تخیلی شورش ربات ها علیه انسان بوده است. فناوری توسط انسان آنقدر باهوش و قدرت مند می شود که خالقش را تحت سیطره می گیرد. فیلم های متعدد علمی تخیلی نیز با این درون مایه ساخته شدند که “من ربات” از آخرین نمونه های آن بود.

جدای از امکان سنجی وقوع چنین داستان جذابی، در این ده سال اخیر شاهد نزدیکی جدی انسان و فناوری بوده ایم. در این مطلب داستان جذاب این نزدیکی را مرور کرده و به دنبال پاسخ به این دو سوالیم:

  • قدم بعدی چیست؟
  • خطر چیست؟
فناوری در گذشته

فناوری در گذشته

حدود ٢٠ سال پیش که تلفن های همراه کم کم در جیب تک تک افراد پیدا نشده بود، اشخاص خودشان از وسایل فناوری در فاصله های دلخواه استفاده می کردند. وسایلی مثل رایانه رومیزی و تلویزیون و تلفن در خارج از محدوده حسی انسان قرار داشتند. احتمالا رکورد دار این خط شکنی لپ تاپ ها بودند که چند ساعتی روی پا قرار می گرفتند و یا تلفن های همراه که به صورت نزدیک می شدند.. جالب آن که همواره به افراد توصیه می شد فاصله شان را با این وسایل حفظ کنند. حفظ فاصله بیش از یک تا سه متر از تلویزیون و رایانه توصیه همیشگی والدین به بچه هاست.

تلفن های همراه با کوچک تر شدن و ارزان شدن گسترش بی سابقه ای یافتند.

تلفن های همراه با کوچک تر شدن و ارزان شدن گسترش بی سابقه ای یافتند.

خیزش

اما با ظهور تلفن های همراه برای اولین بار یک محصول فناورانه به طور جدی به انسان و انسان به فناوری نزدیک شد. تلفن های متحرک در دست بعضی افراد جامعه به نشانه ای از تمول بدل شد. با گسترش ، کوچک سازی و ارزان سازی صنعت تلفن همراه این وسایل کم کم از یک وسیله متحرک mobile به یک وسیله همراه assistant تبدیل می شدند. چیزی شبیه ساعت و عینک و البته متفاوت از آنها. چرا که هنوز مانند عینک نزدیک نبودند و مانند ساعت وابسته نبودند. یعنی علی رغم نزدیکی نوعی استقلال و در ضمن غریبگی نیز داشتند. شاید چیزی شبیه یک دوست در اختیار یا حیوان خانگی یا یک “روش”. اما به هر حال احتمالا اولین همراه جدی فناورانه انسان از ابتدای تاریخ بشریت بوده اند.

کودکان و نوجوانان و جوانان ارتباط جدی برقرار کردند به نحوی که نسل بعدی بازی های رایانه ای برای گوشی ها تعریف شدند و شرکت های نینتندو و سونی ابزار های مخصوص بازی همراه ارائه کردند. در اجتماعات شاهد افرادی بودیم که با وسیله ای در دست به انزوا فرو رفته بودند و بخصوص کودکان. اما با همه این احوال هشدارهای جدی در فاصله گرفتن و کاهش استفاده از این وسایل داده می شد. تحقیقات متعدد رفتاری و اجتماعی صورت می گرفت و نگرانی همیشگی کماکان وجود داشت. اما جهش بعدی در پیش بود.

گوشی های لمسی فناوری را یک گام به انسان نزدیک تر کردند

گوشی های لمسی فناوری را یک گام به انسان نزدیک تر کردند

نزدیک تر
اتفاق بعدی با عرضه تلفن های هوشمند روی داد. وقتی لمس کردن جای فشردن دکمه را می گرفت، فناوری یک قدم بزرگ دیگر به انسان نزدیک شد. تلفن های سابق از یک نمایشگر تشکیل شده بود که اطلاعات را ارائه می کرد و توسط صفحه کلیدی یا قلمی کنترل می شد. گویی کلیدها واسطه ما و گوشی بودند. این تصور که گوشی همان قسمت نمایشگر و مغز پشتی است و کلیدها مترجم ما و اضافه ای بر دستگاهند قابل درک است.

...  چگونه مدرنیسم میمون هایش را از غار دین نجات داد! ؛ نقد، تحلیل و بررسی انیمیشن کرودز the croods

اما تلفن های هوشمند این واسطه را حذف کردند و خود را به زیر دست ما رساندند. لمس کردن مستقیم اطلاعات احساسی خاص بود. گویی اشکال و تصاویر طی یک کودتا واسط ها را حذف کردند و خود را به زیر انگشتان ما رساندند. اما این همه اتفاق نبود. البته لازم به ذکر است لمس کردن اطلاعات هنوز لغت صحیحی نیست چرا که احساس لمس شیشه احساسی است که هنگام کار با این وسائل توسط لامسه درک می شود. همین موضوع یکی از دلایل محبوبیت گوشی های کلید دار است.

لمس اطلاعات

بزرگ شدن صفحه نمایش، کیفیت نمایش را بالا برد و فضا را برای پیشرفت تکنولوژی داخلی گوشی و در کنار آن کیفیت برنامه ها باز کرد. قطعات جدیدی مثل ژیروسکوپ، جی پی اس و… گوشی همراه را تبدیل به گوشی هوشمند(smart) کردند. البته واژه هوشمند تر smarter بهتر بود چرا که هنوز به معنای واقعی کلمه هوشمند نبودند و نیستند.

به هرحال این جهش کیفی باعث نفوذ و جذابیت بیشتر این وسیله شد. فرو رفتن در گوشی گاهی چند ساعت طول می کشد! و واژه اعتیاد به گوشی در کنار اعتیاد به اینترنت و بازی های رایانه ای معنا پیدا می کند. منتها تفاوت در فاصله با انسان است. ابداع صفحات لمسی بزرگتر منجر به ایجاد طبقه ای جدید از وسایل به نام تبلت ها و میان رده ها شدند. افراد به جای نشستن مقابل رایانه ، تبلت ها را در دست میگیرند و قلت می زنند. بچه ها بازی می کنند و نوجوانان عکس می گیرند.

انزوا

انزوا

برنامه های کاربردی جدید منتشر و صنعت بازی های تبلت و گوشی هوشمند متولد شد. اما هیچ یک به اندازه اتفاق بعدی مهم نبودند. اتفاقی که مفهوم ارتباطات را تغییر داد. در واقع چون “تلفن” های همراه این مسیر هوشمند را آمده بودند و به نوعی خود را به سمت رایانه ها کشانده بودند، در نتیجه همواره خصلت ارتباطی اولیه خود را حفظ کردند.

اما اولین گوشی هوشمند در رابط کاربری خود دو عملکرد اصلی تلفن یعنی تماس و پیامک را تنها به عنوان دو برنامه در کنار هزاران برنامه دیگر عرضه کرد و می رفت که جنبه ارتباطی این گوشی ها کمرنگ شود، ولی آن هزاران برنامه دیگر جبران مافات کرده و روش های جدید ارتباطی مانند ایمیل، تماس اینترنتی، چت، پیامک اینترنتی، وبلاگ نویسی، بلوتوث و وای فای و … را تامین کردند. حال دیگر گوشی شما وسیله ارتباط جدی شما شده بود. اما اتفاق اصلی چیز دیگریست.

تلفن به عنوان دریچه ای برای شبکه های اجتماعی

تلفن به عنوان دریچه ای برای شبکه های اجتماعی

واقعیت مجازی
آن اتفاق مهم چیزی نبود جز “شبکه های اجتماعی”. فیس بوک، توییتر، لینکد این و انواع و اقسام اینچنین شبکه ها مملو بود از اعضای “واقعی” و خود “واقعی” شما و دوستان “واقعی” تان. گوشی های هوشمند به این طریق تبدیل شدند به ابزاری “نمایاننده” شما و ارتباطاتتان.

...  چگونه معماری آینده ما را تغییر می دهد؟ بخش دوم : تولید نسل

خصلت اعتیاد آوری شبکه های اجتماعی جذابیت ابزارهای هوشمند را چند برابر کرد. به نحوی که عده ای توان دور ماندن از گوشیشان را ندارند. فناوری جنبه لذت بخش و جذاب خود را رو کرده بود و هشدارها هم بیشتر و بیشتر می شوند و مراکز ترک اعتیاد آبادتر می شوند. هر روز به تعداد کاربران گوشی های هوشمند افزوده می شود و افراد بیشتر و بیشتر به این وسایل وابسته می شوند.

عینک هوشمند فناوری ای که براحتی قابل تشخیص نیست

عینک هوشمند فناوری ای که براحتی قابل تشخیص نیست

نزدیک تر؟
گوشی ها و تبلت ها بزرگتر و سریعتر می شوند، اما سوال اینجاست که قدم بعدی چیست؟ فناوری تا چه اندازه به انسان نزدیک می شود؟ به نظر می رسد ابزارهای لمسی به مرز پیشرفت خود رسیده اند. در نتیجه باید منتظر مهاجرت فناوری به ابزاری دیگر یا تولد ابزارهای جدید باشیم. عینک گوگل یکی از این ابزار هاست. نوعی مهاجرت از گوشی به عینک.هرچند مانند گوشی هوشمند با پوست ما تماس ندارد اما سه مفهوم متفاوت دارد

  • یکی (تقریبا) دائمی بودن زمان استفاده
  • دوم فرمان پذیری از چشم و صدا
  • و سوم عدم استقلال(ترکیب پذیری با انسان)

و این یعنی انطباق بیشتر و بالطبع نزدیکی بیشتر. به بیان دیگر هنگام مواجهه با شخصی گوشی بدست و عینک به چشم ممکن است اصلا متوجه غیرعادی بودن عینک او نباشیم اما حتما او را از فیلم گرفتن با گوشی اش منع می کنیم غافل از آنکه با عینکش از ما فیلم می گیرد.

ساعت های هوشمند
ساعت اپل نمونه دیگریست. نزدیک تر به نبض! اما نه مانند عینک. حالا که خبرها از مسابقه شرکت ها در عرضه ساعت می رسد باید آن را جدی بگیریم. ساعت ها می توانند همان انقلاب بعدی باشند.

  • کوچکند و مزاحم نیستند.
  • سبکند و قابل حمل.
  • نزدیکند اما نه مثل عینک به صورتتان می چسبد و نه مثل گوشی گم می شوند.
  • هم استقلال دارند و هم نه.
  • ترکیب پذیرند.

در نتیجه احتمالا یکی از دو حالت زیر پیش می آید: یا باعث جهش تکنولوژی خواهند بود و یا باعث مهاجرت فناوری های ارتباطی و تماسی از گوشی های فعلی، تبلت ها و … به ساعت ها خواهند شد.
اما دو سوال مهم همچنان باقی است: قدم بعدی چیست؟ خطرناک نیستند؟
مطلب آینده را بخوانید!

No votes yet.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz