چگونه مدرنیسم میمون هایش را از غار دین نجات داد! ؛ نقد، تحلیل و بررسی انیمیشن کرودز the croods

Rating: 3.2. From 9 votes.
Please wait...

کرودز انیمیشن فوق العاده ای نیست، درونمایه ای تکراری دارد، دنیایی به شدت دور، شوخی های اندک و کم نمک، داستان و دیالوگ های کمی سنگین، با غلبه اکشن و خشونت و سرشار از نمایش های جنسی است. محصول حقیقتا کودکانه نیست و در حوزه بزرگسال نیز اتفاق دندانگیری نیست (با آنکه بهتر از ظهور نگهبانان است). به علاوه فضای داستان در چهار نسخه انیمیشن عصر یخبندان به اندازه کافی دستمالی شده است. از این رو اگر آن را ندیده اید هیچ چیز را از دست نداده اید.

کرودز

مایه های تکراری و محتوایی خاص

داستان درباره خانواده ای غارنشین است که در دوران تحولات زمین ( تقسیم قاره ها) غار خود را از دست داده و با همراهی پسری دانا به اکتشاف سرزمین و تفکری جدید می روند. از آنجا که سازنده این فیلم همان سازنده “چگونه اژدهای خود را تربیت کنید” است، موارد متعدد مشترک و حتی تکراری وجود دارد: از مایه های داستانی “مقاومت پدر در برابر تغییرات جدید و سرانجام تسلیم او” تا ” استفاده از مغز و تکنولوژی به جای بازو” و “تبدیل دشمنان به دوستان” که دقیقا مشترک است. حتی شباهت های تصویری بین شخصیت ها هم وجود دارد.

شخصیت اصلی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیدگای (پسر) در نقش منجی

 

نقش اول اژدها ی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیمیکی از حیوانات کرودز

در فیلم آشکارا از داستان های انبیا و ادیان استفاده شده است. صحنه ملاقات با آتش مطابق و یادآور داستان حضرت موسی است. پسری با آتش عینا مطابق پرومتئوس است. اتفاقا این پسر نیز نه تنها منجی است بلکه علم را نیز به انسان می آموزد.

اما آنچه باعث می شود تا کرودز را نقد کنیم صرفا محتوای خاص آن است. چرا که این انیمیشن بنیان های فکری غرب را با ظرافت تصویر کرده است. داستانی درباره دین، تکامل و مدرنیسم. (موضوع انیمیشن قبلی شرکت نیز ایمان بود) در توصیف فیلم می نویسند: “اولین خانواده مدرن” یا “پایان غارنشینی”.

 نام دختر نقش اول داستان eap است. لغطی بی معنا که از ترکیب ape (میمون) و یک کلمه دیگر ساخته شده است.

الف: داروینیسم

اساس داستان در توجیه و توضیح فرضیه داروین است. داروین معتقد بود انسان از نسل میمون بوده و طی زمان یا جهش ژنتیکی تکامل یافته است. این تصورات که هنوز هم در حد فرضیه باقی مانده است، دستاویزی ظاهرا علمی برای انکار خدا تامین می کرد. از این رو سالهاست با تمام قوا این فرضیه برای تمامی سنین آموزش و تبلیغ می گردد.

تکامل ادعایی داروین

نام دختر نقش اول داستان eap است. لغطی بی معنا که از ترکیب ape (میمون) و یک کلمه دیگر ساخته شده است. شکل بدنی و جمجمه این خانواده (خصوصا پدر) دقیقا برگرفته از تخیلات داروین در روند تبدیل میمون به انسان است. داروینیست ها سیر تبدیل میمون به انسان را مرحله بندی کرده و برای هر دوره خصوصیاتی وضع کرده اند. در اولین برخورد گای (پسر دانا) با خانواده غارنشین، او شروع به توضیح این نسل می کند و خود را از نسل بعدی می داند. شکل سر و هیکل او نیز متفاوت است.

هیکل و اندام میمون وار پدر

حتی در فراز دیگری از آموزش های خود درباره مغز صحبت نموده و تفاوت خود را در توانایی ایده پردازی (ابزارسازی) می داند. این بخش نیز دقیقا منطبق نظریات داروین است.
جنبه دیگری از این روایت حضور انواع گوناگون موجودات عجیب و غریب است. موجوداتی تخیلی که از ترکیب حیوانات آشنای امروزی با هم پدید آمده اند. گویی تمام این موجودات مطابق نظر داروین یا اجداد حیوانات فعلی اند و یا حذف شده اند. تخیلاتی مانند تخیلات داروین اما واقع نمایی شده.

روش یک: اگر میمون انسان نشد، انسان را میمون کن!

باید توجه کنیم جز چند جمجمه مشکوک دلیلی بر وجود این نوع میمون وجود ندارد. اگر فرضا گونه ای از میمون انسان نما وجود داشته باشند هیچ دلیلی وجود ندارد که آنها انسان بوده اند. مساله اصلی نگاه حقارت بار داروین و … به انسان است درحالی که تفاوت های عمیقی بین انسان و میمون وجود دارد. مساله زبان تنها یک نمونه بی پاسخ است. پیچیدگی های درونی انسان و قدرت تعقل او بسیار فراتر از یک تغییر اندازه در جمجمه است.

پدر با شباهت جدی به میمون

در این انیمیشن نیز این نقص پیداست. گای به عنوان نسل بعدی انسان با نسل قبلی هیچ تفاوتی ندارد. تنها کمی تجربه و شناخت بیشتری از پیرامون دارد و اندکی باهوش تر است.(هرچند تمام ایده های او در مقابل ایده کشتی هیچ نیست!) و اساسا ما نیز تفاوت جدی ای با آنها نداریم! و امروز با نگاهی به اطرافمان انواع بهره های هوشی و حتی انواع اشکال جمجمه را می بینیم.

...  چرا سینمای ایران محتاج فراستی هاست؟

این همان حربه کودکانه همیشگی است: داستان را بر اساس نتیجه بنویس! تنها هیکل و چهره ها را بر اساس تخیلات جمجمه ای می سازند به علاوه کمی تفاوت رفتاری و هوشی. بدون هیچ توضیحی درباره مسایل بغرنجی مثل شکل گیری زبان، نحوه شکل گیری فرهنگ و خانواده، درک قانون، چگونگی تغییرات همزمان در زنان و مردان و بقای نسل، چرایی تغییرات فیزیولژی بدن، چگونگی تغییرات فکری و فلسفی و انبوهی از تغییرات لازم برای تبدیل یک میمون به انسان! نکته همین است که موجودات این انیمیشن انسان کامل و امروزی هستند که تنها ظاهرا کمی به میمون شباهت دارند. ساده انگاری موضوع و ساده پنداری مخاطب.

دنیایی از حیوانات تخیلی و ترکیبی

روش دوم: مفهوم پیشرفت را با تکامل مخلوط کن!

در ادامه همین روند ساده انگارانه، هر پیشرفتی به تکامل تعبیر می شود. اگر پدر خانواده به ذهنش فشار می آورد و یک ایده می دهد، به معنی تکامل نیست، بلکه تنها یک پیشرفت کوچک است. اگر این تکامل است پس باید اینشتین و ادیسون و ابوعلی سینا و فرزندانشان نسل بعدی انسان باشند: انسان هایی با کله های گنده تر!!!!

اگر این همه موجودات ترکیبی وجود داشته اند پس فسیل هایشان کجاست؟ و چرا ما اکنون پا درآوردن ماهی ها و پرواز سوسمارها را نمی بینیم؟ اتفاقا در این حوزه نیز مفهوم پیشرفت و تکامل مخلوط شده اند. گونه های مختلف تاحدودی خود را بر شرایط انطباق می دهند اما هیچ گاه پای اضافه در نمی آورند!

داروین

حقیقتا نظریه ای چنین سست بنیان به مبلغانی تخیلی و مخلوط کردن مفاهیم نیاز دارد.

 

ب: غار دین و نور علم

بسیاری این انیمیشن را بهترین بازنمود “مُثُل افلاطون” می دانند. وارد این بحث نمی شویم و از زاویه دیگری به داستان می پردازیم.

غار دین و نور علم

تقابل علم و باور

یکی از کلمات کلیدی انیمیشن، rules (قانون، قاعده و دستور) است. پدر برای حفظ خانواده به قواعدی معتقد است. قواعدی که عموما سلبی هستند و با علامت یک دست خونی مشخص می شوند. قواعدی که خانواده را ملزم به حضور در غار می کند. اما با تغییر شرایط مشخص می شود که قواعد دیگر به درد نمی خورند. صحنه از بین رفتن غار و شکسته شدن سنگ با علامت دست خونی نمایش این تغییر است. بعد ها نیز افراد خانواده یک به یک در برابر پدر معتقد می ایستند و نهایتا پدر نیز تسلیم می شود.

اصولا جرات تغییر اگر با درایت همراه باشد بسیار ارزنده است. و گذار از اصول و قوانین دست و پاگیر نیز تصمیمی است مهم. همین نکات باعث تحسین عده ای از منتقدان شده است.
اما این پیام ارزشمند با نگاه جانبدارانه سازندگان آشکارا و عامدانه به ابزاری مخرب تبدیل می شود.

 

گای (پسر) در نقش منجی

سطح اول: شروع مدرنیسم

تلاش زیادی صورت گرفته تا یک سمت ماجرا خیلی بد و سمت دیگر خیلی خوب باشد. قوانین و قواعد پدر که برای حفظ خانواده بودند مدام به عقب ماندگی، در غار بودن، تاریکی و ضلالت و در عوض ایده های پسر همواره درست، پیشرفته، روشنایی و حرکت به سمت خورشید!! توصیف شده است. این اغراق در مرزبندی تا آنجا صورت می گیرد که حتی پدر هم تلاش می کند تا شبیه پسرک شود.

 گراگ (پدر): “جدید همیشه بده”

به علاوه استفاده عامدانه و هم تراز از الفاظ rules (قواعد) fear (ترس) terror (وحشت) از یک سو و تاکید بر مخالفت شدید پدر با هر چیز جدید (new) و متفاوت (different) چه معنایی می دهد؟ چهره ای کریه مخالف آزادی از پدر و چهره ای درخشان و پیشرو از پسرک. دقیقا همان شعار و شعور مدرنیسم:”نو همیشه بهتر از کهنه است” حال آنکه هیچ عقلی نمی گوید یک پدیده تنها به دلیل جدید بودن خوب و صحیح است یا بالعکس.

 

مخلوط کردن مفاهیم دین و خرافات و جهل در یک سو و علم در دیگر سو

سطح دوم: مخلوط کردن قانون، باور و خرافه

فیلم سعی میکند قوانین حفاظتی پدر را نوعی باور جلوه دهد. کلمه کلیدی این ماجرا story است. پدر سعی می کند تمام افراد به قواعد ایمان داشته باشند. تبدیل این قوانین ابتدایی به باور یک بی انصافی بزرگ است. حال آنکه در ادیان روند کاملا برعکس است. ابتدا اعتقادات ایمانی و باور ها می آیند و سپس قوانین و شریعت پذیرفته می شود. حتی گاهی مرزهای متفاوتی نیز پیدا می کنند. و حتی قوانین مهمی مانند راستگویی نیز بسته به موقعیت باید نقض شوند.

دنیای جدید قلمرو گای است. پسری با آتش و علم. علم به این خانواده آزادی می دهد و آنها را به سمت نور می برد.

بی انصافی بزرگ تر اینجاست: جایی که باور را در برابر علم و دانایی قرار می دهد. دو سمت ماجرا را ببینیم: یک طرف (caveman) غارنشین متحجر معتقد و طرف دیگر (ideaman) مرد مدرن پیشرفته عالم. در حالی ماجرای اصلی باید بین علم و جهل باشد یا ایمان سالم (دین) و ایمان ناسالم (خرافه). اما فیلم با بی رحمی آگاهانه کلیت باور و اعتقاد (چه صحیح و چه خرافه) را همراه با جهل در یک سو گذاشته و در طرف دیگر علم را قرار داده. دقیقا ترفند دیگری از مدرنیسم. حال آنکه پیامبران خود بت شکن بودند.

...  تحقیر سازمان ها و بخش نامه ها توسط جوانان ؛ تحلیل و نقد فرهنگی پدیده های جدید رسانه ای: دکتر سلام ، من روحانی هستم ، پیام راشل کوری 2

انیمیشن کرودز

وقتی غار فرو می ریزد جنگل زیبایی پیدا می شود. در واقع قوانین محافظتی پدر (که به ایمان تشبیه می شود) مانع اصلی پیشرفت ایشان تلقی می شود. اما دنیا تغییر می کند و قوانین (دین) قدیمی پاسخگوی دنیای جدید نیست. دنیای جدید قلمرو گای است. پسری با آتش و علم. علم به این خانواده آزادی می دهد و آنها را به سمت نور می برد. دقیقا همان قصه های مدرنیسم برای تقابل دین با علم. حال آنکه اتفاقا دین روشنگر بخش های تاریک و نادانسته بشر است مانند مرگ، خدا و خود. محدودیت های دینی نیز در جهت شکوفایی است نه حبس.

 

سطح سوم : دین

eap : ape+eve

در فیلم آشکارا از داستان های انبیا و ادیان استفاده شده است. نام Eap حاصل ترکیب ape و eve (حوا) است. همین دختر است که با شکست قانون پدر باعث تغییر مکان زندگی و دستیابی ایشان به بهشت واقعی می شود. صحنه ملاقات با آتش مطابق و یادآور داستان حضرت موسی است. پسری با آتش عینا مطابق پرومتئوس است. اتفاقا این پسر نیز نه تنها منجی است بلکه علم را نیز به انسان می آموزد.

به دوش کشیدن پسر درون تنه درخت

نام guy (پسر) به شدت هوشمندانه انتخاب شده است. زیرا هم می تواند تلقی “آدم” باشد (در برابر حوا) و هم لقب مسیح (پسر). او را انکار می کنند، درون تنه درختی به دوش می کشند (تصلیب) و تنها او توانایی عبور روی سطح ناهموار را دارد (راه رفتن روی آب). حتی برای پیروان شامی بوقلمون مانند تهیه می کند. او منجی است. از اتفاقاتی عظیم و زمین لرزه بیم می دهد و از tomorrow (فردا) می گوید و از زندگی بهتر. حرکت به سوی نور و خورشید و تعالی.

برگرفته از کشتی نوح

ایده پدر هم به وضوح کشتی نوح است.

همه این آسمان ریسمان ها در یک کلمه جمع می شود: story (داستان). همان که شب ها برای ایمان بیشتر پیروان میگفتند. این انیمیشن آشکارا این ایده را دنبال می کند که تمام ماجراهای انبیا و ادیان و … داستان هایی بیش نیستند جامانده از تاریخ بسیار دور. داستان هایی که هر یک در زمان خود معنایی متفاوت از اکنون داشتند. مثلا معاد یا روز فردا همان وعده پسر به بقیه برای نجات ایشان بوده و بهشت همین سواحل خودمان!

religion : story

در واقع این توجیه داروینیست ها برای پیام پیامبران است: قصه. آری وقتی خدا انکار می شود باید تمام نشانه ها و پیام ها نیز پاک و تحقیر شوند. اینجاست که اهمیت قرآن درک می شود. متنی تحریف نشده از سوی خداوند. و البته تنها همین پیامبرانند که پاسخ هایی باور پذیر درباره سوالات اساسی بشر داده اند: مرگ، خدا، انسان، روح، خواب، زندگی، معنا، جاودانگی و … به علاوه کثرت روایت شاهدان و اعتماد راویان خود دلیلی دیگر است بر تمام تاریخ و از جمله پیامبران.

انیمیشن کرودز یک دوره آموزشی داروین و آغاز مدرنیسم است. کرودز اگرچه محصول قدرتمندی نیست اما با ظرافت خیالبافی شده است. در پایان بد نیست مقایسه ای بین بشر مدرن امروز و این خانواده بدوی (پدران میمونشان) داشته باشیم. چه تفاوتی دارند؟ بشر امروز تنها تجربه بیشتر و ابزارهایی بهتر دارد، و البته درندگی بیشتر! حتی پوشش لباسشان نیز اگر بدتر نباشد بهتر از این غارنشینان نیست!! باید از مدرنیسم پرسید: پس معنای تمدن چیست؟

Rating: 3.2. From 9 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

4 Comments on "چگونه مدرنیسم میمون هایش را از غار دین نجات داد! ؛ نقد، تحلیل و بررسی انیمیشن کرودز the croods"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
بدون نام
Guest

این چرت و پرت ها که زاییده پارانویای شما هست چیه منتشر میکنید!

مناسفانه نویسنده کوچکترین اطلاعی از موضوعاتی مه دربارش دهان باز کرده نداره.

در مورد Evolution که معادل فارسی صحیح اون فرگشت هست و نه “نکامل” کاقی بود حداقل برای داشتن کمترین حد آگاهی مورد نیاز یه سری به ویکیپدیا میزدید.

رییس
Admin

ممنون از نظرتون
ای کاش نقد دقیق تری ارائه میفرمودید.
ضمنا دلیل استفاده از واژه تکامل به جای فرگشت به خاطر رواج بیشتر آن است.

کسرا
Guest
دوست عزیزم متاسفم که از دیدن این انیمیشن اینقدر زجر کشیدی خوشبختانه ما تو روزگاری زندگی میکنیم که دیگه توش ندونستن جبر نیست یه انتخابه. آنچنان درباره فرگشت و داروینیسم حرف زدی که آدم یاد قرون وسطی میافته. دوست عزیزم حتی بدوی ترین قبایل دنیا هم به دنبال ریشه های خودشون میگردن و انواع و اقسام افسانه های آفرینش رو دارن. درستش اینه که شما هم اندکی به خودت زحمت بدی و نظر یه تعداد دانشمند رو راجع به مسیری که انسان طی کرده تا به اینجا رسیده بپرسی. فرگشت فقط اسمش تئوریه … امروز این فرضیه درست به اندازه… Read more »
رییس
Admin
متشکرم از وقت و نظرتون طبق معمول و انتظار از مدافعان این نظریه که عادت و اصرار عجیبی به توهین (عقب ماندگی)، تمسخر (بی سوادی و قرون وسطی) و ژست علمی دارند! که طبیعتا نیازی به ادامه بحث نمی بینم. مخاطبان می توانند با یک جستجوی ساده نمونه های متعددی از این بحث های تکراری را در سراسر اینترنت پیدا کنند و خودشان قضاوت کنند. یادمان باشد سالیان سال است که مدافعان این نظریه با هزینه های هنگفت، قدرت سیاسی، بسیج علمی و دیکتاتوری رسانه ای در پی اثبات این نظریه اند. ضمنااین مطلب به نقد انیمیشن می پردازد و… Read more »
wpDiscuz