چگونه مدرنیسم میمون هایش را از غار دین نجات داد! ؛ نقد، تحلیل و بررسی انیمیشن کرودز the croods

Rating: 3.4. From 10 votes.
Please wait...

كرودز انيميشن فوق العاده اي نيست، درونمايه اي تكراري دارد، دنيايي به شدت دور، شوخي هاي اندك و كم نمك، داستان و ديالوگ هاي كمي سنگين، با غلبه اكشن و خشونت و سرشار از نمايش هاي جنسي است. محصول حقيقتا كودكانه نيست و در حوزه بزرگسال نیز اتفاق دندانگيري نيست (با آنكه بهتر از ظهور نگهبانان است). به علاوه فضاي داستان در چهار نسخه انيميشن عصر يخبندان به اندازه كافي دستمالي شده است. از اين رو اگر آن را نديده ايد هيچ چيز را از دست نداده ايد.

کرودز

مایه های تکراری و محتوایی خاص

داستان درباره خانواده اي غارنشين است كه در دوران تحولات زمين ( تقسيم قاره ها) غار خود را از دست داده و با همراهي پسري دانا به اكتشاف سرزمين و تفكري جديد مي روند. از آنجا كه سازنده اين فيلم همان سازنده “چگونه اژدهاي خود را تربيت كنيد” است، موارد متعدد مشترك و حتي تكراري وجود دارد: از مايه های داستاني “مقاومت پدر در برابر تغييرات جديد و سرانجام تسليم او” تا ” استفاده از مغز و تكنولوژي به جاي بازو” و “تبديل دشمنان به دوستان” كه دقيقا مشترك است. حتي شباهت هاي تصويري بين شخصيت ها هم وجود دارد.

شخصیت اصلی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیدگای (پسر) در نقش منجی

 

نقش اول اژدها ی انیمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیمیکی از حیوانات کرودز

در فيلم آشكارا از داستان هاي انبيا و اديان استفاده شده است. صحنه ملاقات با آتش مطابق و يادآور داستان حضرت موسي است. پسري با آتش عينا مطابق پرومتئوس است. اتفاقا اين پسر نيز نه تنها منجي است بلكه علم را نيز به انسان مي آموزد.

اما آنچه باعث مي شود تا كرودز را نقد كنيم صرفا محتواي خاص آن است. چرا كه اين انيميشن بنيان هاي فكري غرب را با ظرافت تصوير كرده است. داستاني درباره دين، تكامل و مدرنيسم. (موضوع انیمیشن قبلی شرکت نیز ایمان بود) در توصيف فيلم مي نويسند: “اولين خانواده مدرن” يا “پايان غارنشيني”.

 نام دختر نقش اول داستان eap است. لغطي بي معنا كه از تركيب ape (ميمون) و يك كلمه ديگر ساخته شده است.

الف: داروينيسم

اساس داستان در توجيه و توضيح فرضيه داروين است. داروين معتقد بود انسان از نسل ميمون بوده و طي زمان يا جهش ژنتيكي تكامل يافته است. اين تصورات كه هنوز هم در حد فرضيه باقي مانده است، دستاويزي ظاهرا علمي براي انكار خدا تامين مي كرد. از اين رو سالهاست با تمام قوا اين فرضيه براي تمامي سنين آموزش و تبليغ مي گردد.

تکامل ادعایی داروین

نام دختر نقش اول داستان eap است. لغطي بي معنا كه از تركيب ape (ميمون) و يك كلمه ديگر ساخته شده است. شكل بدني و جمجمه اين خانواده (خصوصا پدر) دقيقا برگرفته از تخيلات داروين در روند تبديل ميمون به انسان است. داروينيست ها سير تبديل ميمون به انسان را مرحله بندي كرده و براي هر دوره خصوصياتي وضع كرده اند. در اولين برخورد گاي (پسر دانا) با خانواده غارنشين، او شروع به توضيح اين نسل مي كند و خود را از نسل بعدي مي داند. شكل سر و هيكل او نيز متفاوت است.

هیکل و اندام میمون وار پدر

حتي در فراز ديگري از آموزش هاي خود درباره مغز صحبت نموده و تفاوت خود را در توانايي ايده پردازي (ابزارسازي) مي داند. اين بخش نيز دقيقا منطبق نظريات داروين است.
جنبه ديگري از اين روايت حضور انواع گوناگون موجودات عجيب و غريب است. موجوداتي تخيلي كه از تركيب حيوانات آشناي امروزي با هم پديد آمده اند. گويي تمام اين موجودات مطابق نظر داروين يا اجداد حيوانات فعلي اند و يا حذف شده اند. تخيلاتي مانند تخيلات داروين اما واقع نمايي شده.

روش یک: اگر میمون انسان نشد، انسان را میمون کن!

بايد توجه كنيم جز چند جمجمه مشكوك دليلي بر وجود اين نوع ميمون وجود ندارد. اگر فرضا گونه اي از ميمون انسان نما وجود داشته باشند هيچ دليلي وجود ندارد كه آنها انسان بوده اند. مساله اصلي نگاه حقارت بار داروين و … به انسان است درحالي كه تفاوت هاي عميقي بين انسان و ميمون وجود دارد. مساله زبان تنها يك نمونه بي پاسخ است. پيچيدگي هاي دروني انسان و قدرت تعقل او بسيار فراتر از يك تغيير اندازه در جمجمه است.

پدر با شباهت جدی به میمون

در اين انيميشن نيز اين نقص پيداست. گاي به عنوان نسل بعدي انسان با نسل قبلي هيچ تفاوتي ندارد. تنها كمي تجربه و شناخت بيشتري از پیرامون دارد و اندكي باهوش تر است.(هرچند تمام ایده های او در مقابل ایده کشتی هیچ نیست!) و اساسا ما نيز تفاوت جدي اي با آنها نداريم! و امروز با نگاهي به اطرافمان انواع بهره هاي هوشي و حتي انواع اشكال جمجمه را مي بينيم.

...  صدای همهمه از دروازه ساعات

اين همان حربه كودكانه هميشگي است: داستان را بر اساس نتيجه بنويس! تنها هيكل و چهره ها را بر اساس تخيلات جمجمه اي مي سازند به علاوه كمي تفاوت رفتاري و هوشي. بدون هيچ توضيحي درباره مسايل بغرنجي مثل شكل گيري زبان، نحوه شكل گيري فرهنگ و خانواده، درك قانون، چگونگي تغييرات همزمان در زنان و مردان و بقاي نسل، چرايي تغييرات فيزيولژي بدن، چگونگي تغييرات فكري و فلسفي و انبوهي از تغييرات لازم براي تبديل يك ميمون به انسان! نكته همين است كه موجودات اين انيميشن انسان كامل و امروزي هستند كه تنها ظاهرا كمي به ميمون شباهت دارند. ساده انگاري موضوع و ساده پنداري مخاطب.

دنیایی از حیوانات تخیلی و ترکیبی

روش دوم: مفهوم پيشرفت را با تكامل مخلوط کن!

در ادامه همين روند ساده انگارانه، هر پيشرفتي به تكامل تعبير مي شود. اگر پدر خانواده به ذهنش فشار مي آورد و يك ايده مي دهد، به معني تكامل نيست، بلكه تنها يك پيشرفت كوچك است. اگر اين تكامل است پس بايد اينشتين و اديسون و ابوعلي سينا و فرزندانشان نسل بعدي انسان باشند: انسان هايي با كله هاي گنده تر!!!!

اگر اين همه موجودات تركيبي وجود داشته اند پس فسيل هايشان كجاست؟ و چرا ما اكنون پا درآوردن ماهي ها و پرواز سوسمارها را نمي بينيم؟ اتفاقا در اين حوزه نيز مفهوم پيشرفت و تكامل مخلوط شده اند. گونه هاي مختلف تاحدودي خود را بر شرايط انطباق مي دهند اما هيچ گاه پاي اضافه در نمي آورند!

داروین

حقيقتا نظريه اي چنين سست بنيان به مبلغاني تخيلي و مخلوط كردن مفاهيم نياز دارد.

 

ب: غار دين و نور علم

بسياري اين انيميشن را بهترين بازنمود “مُثُل افلاطون” مي دانند. وارد اين بحث نمي شويم و از زاويه ديگري به داستان مي پردازيم.

غار دین و نور علم

تقابل علم و باور

يكي از كلمات كليدي انيميشن، rules (قانون، قاعده و دستور) است. پدر براي حفظ خانواده به قواعدي معتقد است. قواعدي كه عموما سلبي هستند و با علامت يك دست خوني مشخص مي شوند. قواعدي كه خانواده را ملزم به حضور در غار مي كند. اما با تغيير شرايط مشخص مي شود كه قواعد ديگر به درد نمي خورند. صحنه از بين رفتن غار و شكسته شدن سنگ با علامت دست خوني نمايش اين تغيير است. بعد ها نيز افراد خانواده يك به يك در برابر پدر معتقد مي ايستند و نهايتا پدر نيز تسليم مي شود.

اصولا جرات تغيير اگر با درايت همراه باشد بسيار ارزنده است. و گذار از اصول و قوانين دست و پاگیر نيز تصمیمی است مهم. همين نكات باعث تحسين عده اي از منتقدان شده است.
اما اين پيام ارزشمند با نگاه جانبدارانه سازندگان آشكارا و عامدانه به ابزاري مخرب تبديل مي شود.

 

گای (پسر) در نقش منجی

سطح اول: شروع مدرنيسم

تلاش زيادي صورت گرفته تا يك سمت ماجرا خيلي بد و سمت ديگر خيلي خوب باشد. قوانين و قواعد پدر كه براي حفظ خانواده بودند مدام به عقب ماندگي، در غار بودن، تاريكي و ضلالت و در عوض ايده هاي پسر همواره درست، پيشرفته، روشنايي و حركت به سمت خورشيد!! توصيف شده است. اين اغراق در مرزبندي تا آنجا صورت مي گيرد كه حتي پدر هم تلاش مي كند تا شبيه پسرك شود.

 گراگ (پدر): “جدید همیشه بده”

به علاوه استفاده عامدانه و هم تراز از الفاظ rules (قواعد) fear (ترس) terror (وحشت) از يك سو و تاكيد بر مخالفت شديد پدر با هر چيز جديد (new) و متفاوت (different) چه معنايي مي دهد؟ چهره اي كريه مخالف آزادي از پدر و چهره اي درخشان و پيشرو از پسرك. دقيقا همان شعار و شعور مدرنيسم:”نو هميشه بهتر از كهنه است” حال آنكه هيچ عقلي نمي گويد يك پديده تنها به دليل جديد بودن خوب و صحيح است يا بالعكس.

 

مخلوط کردن مفاهیم دین و خرافات و جهل در یک سو و علم در دیگر سو

سطح دوم: مخلوط كردن قانون، باور و خرافه

فيلم سعي ميكند قوانين حفاظتي پدر را نوعي باور جلوه دهد. كلمه كليدي اين ماجرا story است. پدر سعي مي كند تمام افراد به قواعد ايمان داشته باشند. تبديل اين قوانين ابتدايي به باور يك بي انصافي بزرگ است. حال آنكه در اديان روند كاملا برعكس است. ابتدا اعتقادات ايماني و باور ها مي آيند و سپس قوانين و شريعت پذيرفته مي شود. حتي گاهي مرزهاي متفاوتي نيز پيدا مي كنند. و حتي قوانين مهمي مانند راستگويي نيز بسته به موقعيت بايد نقض شوند.

دنياي جديد قلمرو گاي است. پسري با آتش و علم. علم به اين خانواده آزادي مي دهد و آنها را به سمت نور مي برد.

بي انصافي بزرگ تر اينجاست: جايي كه باور را در برابر علم و دانايي قرار مي دهد. دو سمت ماجرا را ببينيم: يك طرف (caveman) غارنشين متحجر معتقد و طرف ديگر (ideaman) مرد مدرن پيشرفته عالم. در حالي ماجراي اصلي بايد بين علم و جهل باشد يا ايمان سالم (دين) و ايمان ناسالم (خرافه). اما فيلم با بي رحمي آگاهانه كليت باور و اعتقاد (چه صحيح و چه خرافه) را همراه با جهل در يك سو گذاشته و در طرف ديگر علم را قرار داده. دقيقا ترفند ديگري از مدرنيسم. حال آنكه پيامبران خود بت شكن بودند.

...  استیو جابز در جشنواره فیلم فجر

انیمیشن کرودز

وقتي غار فرو مي ريزد جنگل زيبايي پيدا مي شود. در واقع قوانين محافظتي پدر (كه به ايمان تشبيه مي شود) مانع اصلي پيشرفت ايشان تلقي مي شود. اما دنيا تغيير مي كند و قوانين (دين) قديمي پاسخگوي دنياي جديد نيست. دنياي جديد قلمرو گاي است. پسري با آتش و علم. علم به اين خانواده آزادي مي دهد و آنها را به سمت نور مي برد. دقيقا همان قصه هاي مدرنيسم براي تقابل دين با علم. حال آنكه اتفاقا دين روشنگر بخش هاي تاريك و نادانسته بشر است مانند مرگ، خدا و خود. محدوديت هاي ديني نيز در جهت شكوفايي است نه حبس.

 

سطح سوم : دين

eap : ape+eve

در فيلم آشكارا از داستان هاي انبيا و اديان استفاده شده است. نام Eap حاصل تركيب ape و eve (حوا) است. همين دختر است كه با شكست قانون پدر باعث تغيير مكان زندگي و دستيابي ايشان به بهشت واقعي مي شود. صحنه ملاقات با آتش مطابق و يادآور داستان حضرت موسي است. پسري با آتش عينا مطابق پرومتئوس است. اتفاقا اين پسر نيز نه تنها منجي است بلكه علم را نيز به انسان مي آموزد.

به دوش کشیدن پسر درون تنه درخت

نام guy (پسر) به شدت هوشمندانه انتخاب شده است. زيرا هم مي تواند تلقي “آدم” باشد (در برابر حوا) و هم لقب مسيح (پسر). او را انكار مي كنند، درون تنه درختي به دوش مي كشند (تصليب) و تنها او توانايي عبور روي سطح ناهموار را دارد (راه رفتن روي آب). حتي براي پيروان شامي بوقلمون مانند تهيه مي كند. او منجي است. از اتفاقاتي عظيم و زمين لرزه بيم مي دهد و از tomorrow (فردا) مي گويد و از زندگي بهتر. حركت به سوي نور و خورشيد و تعالي.

برگرفته از کشتی نوح

ايده پدر هم به وضوح كشتي نوح است.

همه اين آسمان ريسمان ها در يك كلمه جمع مي شود: story (داستان). همان كه شب ها براي ايمان بيشتر پيروان ميگفتند. اين انيميشن آشكارا اين ايده را دنبال مي كند كه تمام ماجراهاي انبيا و اديان و … داستان هايي بيش نيستند جامانده از تاريخ بسيار دور. داستان هايي كه هر يك در زمان خود معنايي متفاوت از اكنون داشتند. مثلا معاد يا روز فردا همان وعده پسر به بقيه براي نجات ايشان بوده و بهشت همين سواحل خودمان!

religion : story

در واقع اين توجيه داروينيست ها براي پيام پيامبران است: قصه. آري وقتي خدا انكار مي شود بايد تمام نشانه ها و پيام ها نيز پاك و تحقير شوند. اينجاست كه اهميت قرآن درك مي شود. متني تحريف نشده از سوي خداوند. و البته تنها همين پيامبرانند كه پاسخ هايي باور پذير درباره سوالات اساسي بشر داده اند: مرگ، خدا، انسان، روح، خواب، زندگي، معنا، جاودانگي و … به علاوه كثرت روايت شاهدان و اعتماد راويان خود دليلي ديگر است بر تمام تاريخ و از جمله پيامبران.

انيميشن كرودز يك دوره آموزشي داروين و آغاز مدرنيسم است. كرودز اگرچه محصول قدرتمندي نيست اما با ظرافت خيالبافي شده است. در پايان بد نيست مقايسه اي بين بشر مدرن امروز و اين خانواده بدوي (پدران ميمونشان) داشته باشيم. چه تفاوتي دارند؟ بشر امروز تنها تجربه بيشتر و ابزارهايي بهتر دارد، و البته درندگي بيشتر! حتي پوشش لباسشان نيز اگر بدتر نباشد بهتر از اين غارنشينان نيست!! بايد از مدرنيسم پرسيد: پس معناي تمدن چيست؟

Rating: 3.4. From 10 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

4 Comments on "چگونه مدرنیسم میمون هایش را از غار دین نجات داد! ؛ نقد، تحلیل و بررسی انیمیشن کرودز the croods"

avatar
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
بدون نام
Guest

این چرت و پرت ها که زاییده پارانویای شما هست چیه منتشر میکنید!

مناسفانه نویسنده کوچکترین اطلاعی از موضوعاتی مه دربارش دهان باز کرده نداره.

در مورد Evolution که معادل فارسی صحیح اون فرگشت هست و نه “نکامل” کاقی بود حداقل برای داشتن کمترین حد آگاهی مورد نیاز یه سری به ویکیپدیا میزدید.

رییس
Admin

ممنون از نظرتون
ای کاش نقد دقیق تری ارائه میفرمودید.
ضمنا دلیل استفاده از واژه تکامل به جای فرگشت به خاطر رواج بیشتر آن است.

کسرا
Guest
دوست عزیزم متاسفم که از دیدن این انیمیشن اینقدر زجر کشیدی خوشبختانه ما تو روزگاری زندگی میکنیم که دیگه توش ندونستن جبر نیست یه انتخابه. آنچنان درباره فرگشت و داروینیسم حرف زدی که آدم یاد قرون وسطی میافته. دوست عزیزم حتی بدوی ترین قبایل دنیا هم به دنبال ریشه های خودشون میگردن و انواع و اقسام افسانه های آفرینش رو دارن. درستش اینه که شما هم اندکی به خودت زحمت بدی و نظر یه تعداد دانشمند رو راجع به مسیری که انسان طی کرده تا به اینجا رسیده بپرسی. فرگشت فقط اسمش تئوریه … امروز این فرضیه درست به اندازه… Read more »
رییس
Admin
متشکرم از وقت و نظرتون طبق معمول و انتظار از مدافعان این نظریه که عادت و اصرار عجیبی به توهین (عقب ماندگی)، تمسخر (بی سوادی و قرون وسطی) و ژست علمی دارند! که طبیعتا نیازی به ادامه بحث نمی بینم. مخاطبان می توانند با یک جستجوی ساده نمونه های متعددی از این بحث های تکراری را در سراسر اینترنت پیدا کنند و خودشان قضاوت کنند. یادمان باشد سالیان سال است که مدافعان این نظریه با هزینه های هنگفت، قدرت سیاسی، بسیج علمی و دیکتاتوری رسانه ای در پی اثبات این نظریه اند. ضمنااین مطلب به نقد انیمیشن می پردازد و… Read more »