کی بلند قدتره؟ ؛ بررسی علل واقعی بلندمرتبه سازی ؛ قسمت اول

Rating: 3.7. From 7 votes.
Please wait...

در پایان هر سال لیست های متعددی از بهترین ها و بدترین ها در رشته های مختلف منتشر می شود. فهرست های جذاب و تبلیغاتی که فرصت دیده شدن را از گزارش های رسمی تر می گیرند. یکی از فهرست هایی که هم رسمی است و هم جالب توجه، تعداد بلند مرتبه ترین ساختمان های دنیاست. این فهرست که هر ساله  منتشر می شود، در کنار بار تبلیغاتی اش حاوی نکات مهمی است، بخصوص برای کشورهای در حال توسعه ای مانند ما که برج میلاد و تمام دلایل و مشکلات ساختش هنوز به یاد ماست. هزینه بالا، مشکلات ساخت، کارایی نامعقول یا ….

در این نوشتار به  دنبال علت واقعی ساخت این بناها می گردیم:

بلندترین ساختمان های سال 2012

۱-برای اولین بار در این دهه تعداد برج های تکمیل شده در سال ٢٠١٢ نه تنها از سال گذشته اش کمتر بود بلکه ازدو سال پیش هم کمتر بود. تعداد برج های تکمیل شده بالای ٢٠٠ متر در سال ٢٠١٠ هفتاد و در ٢٠١١ هشتاد و دو و در ٢٠١٢ تنها شصت و شش عدد بوده است. هرچند در اولین نگاه می توان نتیجه گرفت که اشتیاق به ساخته شدن ساختمان های بلند مرتبه کاهش یافته است اما گویی باید تبعات بحران اقتصادی جهانی را، یکی از مشکلات جدی این ساخت و سازها بدانیم. این دلیل اگرچه می تواند توجیه کننده کاهش ساخت و ساز باشد اما نشانه بارز دیگری است بر یکی از مهم ترین خصوصیات این ساختمان ها : “پر هزینه”

آمار ساخت برج های بالای 200 متر به تفکیک سال

واقعیت مهم و غیر قابل انکار بلند مرتبه سازی، هزینه های بسیار گزاف و سرسام آور است. این هزینه ها تنها مختص ساختمان های بیش از ٢٠٠ متر نبوده و حتی در یک ساختمان ۴ طبقه نیز مشاهده می شود. به همین دلیل می توان ادعا نمود ساخت مسکن مهر دو طبقه ای بسیار مقرون به صرفه تر از ساخت مجتمع های بالای پنج و شش طبقه است. اما هنگامی که ساختمانی با ارتفاعی بیش از ٢٠٠ متر یا ۴٠٠ متر می سازیم صحبت از مسایل تجربه نشده و مقیاس های بسیار بزرگ از مشکلات هستیم. هزینه های این پروژه ها تنها محدود به مصالح یا موارد فنی نبوده و در زمینه اجرایی نیز بسیار بسیار زیاد است. حال با این همه مشکل و هزینه مهم ترین سوال این است: “چرا؟”

pingan1

٢- چند پاسخ معمول این هایند:

کاربری

یکی از مهم ترین دلایلی که برای برخی از برج های بلند مرتبه بیان می شود تامین کاربری هایی عمومی یا خصوصی است. مهم ترین این کاربری ها:

مسکونی

واضح است که تامین کاربری مسکونی با هزینه هایی این چنین سرسام آور عقلانی نیست مگر در شرایطی خاص. شرایطی مانند کمبود شدید زمین در کشورهایی کوچک و متراکم یا جزیره ای مانند کره یا ژاپن. یا ایجاد شرایط خاصی برای برج جهت دربرگرفتن حجم بسیار عظیمی از جمعیت. که طبعا موجب هرمی تر شدن برج و اشغال محدوده بیشتری از زمین می شود. این قبیل طرح ها که تنها در حد ارائه پیشنهاد مطرح شده است هیچ بستری جز کشور چین پیدا نخواهد کرد! با این وجود هنوز تجربه اجتماعی این چنینی وجود ندارد و عملا ریسک بزرگی برای هر کشوری محسوب می شود. البته لازم به ذکر است هزینه های اجرایی چنین پروژه ای بسیار گزاف خواهد بود.  نتیجه گیری آن که عملا توجیه مسکونی برای این ساختمان ها منطقی نیست. همانطور که در تصویر زیر میبینید تنها یک برج از ۲۰ برج بلند مرتبه مسکونی است.

...  بی ادب ؛ نقد و بررسی فیلم طبقه حساس

20 ساختمان بلند مرتبه به تفکیک کاربری

اداری-تجاری-اقامتی

در واقع این سه کاربری مقرون به صرفه ترین حالت برای برج ها است. اغلب طبقات یا اتاق های این برج ها به شرکت های تجاری یا بانک ها فروخته می شود. و یا به هتل ها واگذار می شود تا از نمای خاص طبقات بالایی عایدی کسب کنند. به این وسیله حجم مهمی از هزینه ها جبران خواهد شد. البته به شرط گذشت زمان و ارتفاع معقول برج (متوسط و پایین تر) . اما در خصوص برج های  مرتفع نمی توان با قاطعیت گفت این کاربری ها از پس هزینه ها برخواهند آمد. اما الزاما باید یک دوره زمانی را برای سود دهی مشخص کرد.یعنی برای جبران هزینه ها از طریق فروش یا اجاره باید مدتی سپری شود، که این خود در این شرایط اقتصادی ضرری مضاعف محسوب می شود. به همه این هزینه ها یک فاکتور مهم دیگر را هم اضافه کنید:”هزینه نگهداری” که بار سنگین مالی دیگری را تحمیل می کند. نتیجه گیری اینکه با وجود تامین مالی از کاربری های تجاری-اداری-اقامتی نمی توان با یقین این کاربری ها را دلیل موجه ساخت این برج ها دانست. این کاربری ها معمولا می توانند اهداف ثانویه ای در کنار دلیل اصلی تلقی شوند.

کاربری های برج های بلند مرتبه به تفکیک سال

مخابراتی

احتمالا بدترین کاربری در بین توجیهات مختلف برای این ساختمان های هزینه بر تلقی شوند. برج مخابراتی قاعدتا درآمد زایی خاصی ندارد. به علاوه می توان با مکان یابی مناسب و سازه هایی به مراتب کم هزینه تر(دکل یا …) همان کارایی را ایجاد نمود. چنین سرمایه گذاری “سخاوت مندانه ای” برای یک برج مخابراتی فقط در شرایطی خاص عقلانی به نظر می رسد. شرایطی جزیره ای یا شهرهای مسطح بدون ارتفاعات یا کاربری خاص نظامی. این مساله وقتی بغرنج تر میشود که عملا با پیشرفت فناوری نیاز به تجهیزات در ارتفاع بالا کمتر می شود. حتی ممکن است در طول دوره ساخت برج ها ضرورت آنها از بین برود!!

درنتیجه می توان گفت بطور کلی جز در موارد خاص  کاربری دلیلی اصلی و قانع کننده برای ساخت این برج ها نیست.

بلندترین برج های مخابراتی سال گذشته

نشانه شهری

یکی دیگر از مرسوم ترین دلایل ، ساخت یک “نشانه شهری” است. این لغت دو مفهوم کلی را متبادر می کند. اول به معنای بنایی هویت بخش،غرور آفرین و نمادی برای شهر و دوم به معنای نشانی که بتوان با آن موقعیت سنجی کرد یا به زبان ساده تر آدرس داد. این دومی را به مطلبی دیگر وامیگذاریم چرا که نمونه هایی در معماری سنتی دارد و جای سخن بسیار است. اما اولی  که منظوراغلب سازندگان از نشانه شهری همین است:

...  شام چقدر ایرانی ؟ ؛ نگاهی کوتاه به برنامه شام ایرانی

هویت،غرور،نماد

Signature

به واقع بسیاری از این بنا ها این کارکرد را به معنای حقیقی دارند. یعنی بسیاری از این بناها پس از اتمام به نماد شهر تبدیل شده و اگر طراحی خوبی داشته باشند شاید بتوانند پس از چند دهه هویت بخش هم باشند.

هویت بخشی هدف کمی نیست و اگر بتوانیم حتی با هزینه گزافی هم به آن دست یافت بد نیست. اما آیا تنها روش هویت سازی ساخت یک برج ٣٠٠ متریست؟ اگر این همه هزینه صورت گرفت و نتیجه ای در کار نبود چه؟ هویت سازی فرایند بسیار پیچیده ایست و بهتر است از نماد سازی صحبت کنیم تا هویت بخشی. بیشتر برج های مرتفع به نمادهای شهریشان تبدیل شده اند ولی برعکس این حالت هم موجود است. بسیاری از نمادهای شهری ارتفاع زیادی ندارند. اوپرای سیدنی، کلیسای سن پیتر، مجسمه آزادی، آکروپولیس و … درغرب و مساجد جامع و عالی قاپو و از همه مهمتر میدان نقش جهان نمادهایی جهانی کم ارتفاع هستند و اتفاقا بسیار هویت بخش و بسیار مایه غرور. نتیجه آنکه هرچند برج سازی نمادسازی است اما روش های دیگری هم برای نمادسازی وجود دارد که با هزینه هایی به مراتب کمتر انجام می شوند. البته واضح است که نماد سازی خود نشانی است بر بی نمادی و عقبه ضعیف تاریخی. به هر حال صرف این همه هزینه برای نمادسازی عقلانی نیست و دلیل فرعی محسوب می شود.

“جذب گردشگر”

برج های دوقلو پتروناس

شاید موفقترین نمونه در این زمینه برج های دوقلو پتروناس در مالزی باشد. این برج ها که در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ بلندترین برج های جهان بودند یکی از دلایل اصلی جذب گردشگر برای مالزی شدند. هرچند طراحی خاص سزار پلی و مانورهای تبلیغاتی مختلف مثل فیلم ماموریت غیر ممکن بی تاثیر نبودند اما همین لقب “بلندترین” کافی بود تا جمعیتی را بکشاند. اما نکته جالب اینکه همان برج امروز ٢٧ جهان است! و تنها پس از چند سال این لقب را از دست داد. بخصوص با فشردگی رقابت، ریسک باقی ماندن در صدر به کمتر از دو سه سال رسیده است. عملا جذب گردشگر با لقب “ترین” احتمال کمی دارد. به نظر شما آیا توریستی برای دیدن برج میلاد به ایران می آید؟یا برای میدان نقش جهان؟ نگهداری کدام یک پر هزینه تر است؟

تغییرات ارتفاع بلند ترین ها تنها در ده سال

حال سوال مهم اینجاست که اگر دلیل ساخت این برج ها نه کاربری است و نه نمادسازی و نه جذب گردشگری پس چرا این تعداد برج های بالای ٢٠٠ متر ساخته می شوند و هر سال رقابت بر سر ساخت بلند ترین ها گرم تر می شود؟

پاسخ را در مطلب آینده می جوییم

Rating: 3.7. From 7 votes.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

سلمانی

معمـار

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz