یک گام جلوتر؛ چه چیزی دربند را متفاوت می کند؟ ؛ نقد فیلم دربند

No votes yet.
Please wait...

چه چیزی دربند را متفاوت می کند؟ این یک سوال مهم است.
دربند فیلم کوچک و جمع و جوری است و به نظر می رسد جای چکش کاری بیشتری هم دارد. کیفیت خاص تدوین، فیلمبرداری، صداگزاری و موسیقی فیلم، با سوالاتی جدی روبروست.

حذف موسیقی از فیلم احتمالا بدترین تصمیم فیلم ساز بوده است. نبود موسیقی ضربه ای جدی به فیلم زده است.

داستان هم با مضمونی تکراری آغاز می شود و مانند نمونه های مشابه، مواجهه یک غریب در دنیایی جدید (شهر تهران و دانشگاه) را روایت می کند. خصوصا دختر بودن نقش اصلی، دانشجو بودنش، شهرستانی بودنش، اشاره های سیاسی دانشگاه و نمایش جذابیت های جو دوستانه هم سالان در فیلم، ما را به یاد سینمای شعارآلود ژست زده تکراری می اندازد. سینمایی جوزده و جوساز با بینشی سطحی ولی ادعاهایی بزرگ.

200954_286

از آن سو بازی های خوب و دقیق، میزانسن و دکوپاژ فکر شده و کارگردانی قابل توجه استانداردهای فیلم را بالا برده است ولی هیچ یک نقطه برتری فیلم نیستند. نقطه قوت دربند اول متن است و دوم فرم پردازی. دربند بیش از هرچیز مدیون فیلم نامه است. این همان دلیلی است که باید برای دربند احترام قائل شد.
دربند فیلم تاویل برانگیزی است. تاویل برانگیز به این معنا که می توان برداشت هایی مختلف از فیلم داشت. به عنوان نمونه در صحنه امضا کردن سفته ها توسط نازنین او چادر به سر می کند. می توان این تغییر را نشان بازگشت او به ریشه هایش یا پناه آوردنش به اعتقاداتش یا کسب امنیت در برابر مرد فاسد دانست یا به سادگی تمام آن را پیرو صحنه قبلی دانست که در ملاقات زندان چادر به سر کرده است. حال کدام منظور اصلی فیلم است؟ الله اعلم!

darband4

به هر حال می توانیم تفسیر دلخواه خودمان را از فیلم بنویسیم و نتیجه دلخواه خودمان را بگیریم، یا اینکه مستقیم از سازندگان نظر خواهی کنیم. و یا آنکه نتایج و علل حداقلی را بیان کنیم. مثلا نام دربند را می توان به موارد متعددی تفسیر کرد: مکانی در تهران، زندان، اسارت، گرفتاری، قید و بی قیدی.

 

اما دربند کجاست؟
دربند یک نقطه تفریحی مشهور تهران است. مکانی برای گردش، تفرج و نمایش.

دخترک جوانی که برای تحصیل از خانواده جدا شده و به تهران می آید در خوابگاه جایی پیدا نمی کند اما خانه ی گروهی یک سال بالایی به او پناه می دهد. اینجا نقطه تفاوت دربند با خیل فیلم های مشابه است. روابط گرم و صمیمی و دوستانه هم سالان، ندار بودنشان و چفت و بند نداشتن در، نشانه های یک فرهنگ خاص است: “فرهنگ دربند” به معنای تفریحی اش. در حقیقت جماعت مذکور دربند هیچ چیز نیستند. راحت، بی قید، صمیمی، رفاقتی، جذاب، ندار و گرم اند. این فرهنگ در دربند بخوبی متبلور می شود.

اما با وقوع مشکلی برای سحر همه چیز تغییر می کند. همان دوستان، همان رفقا، همان بی قید و شرطها هیچ یک به کمک سحر نمی روند. تنها نازنین غریبه با دربندی هاست که از خودش می گذرد و ضامن سحر می شود. اما نمی داند سحر هم دربندی است! سحر می رود و نازنین را در بند می گذارد.

Darband2

اما فیلم درباره این فرهنگ نیست! ظاهرا دربند درباره خودخواهی و تنهایی است که سری هم به “فرهنگ دربندی” زده است چرا که یکی از بهترین و جذاب ترین نمونه های خودخواهی است. دربند درباره منفعت طلبی و خودخواهی امروز است. تمام رفاقت ها و همراهی ها تنها برای لذت های شخصی افراد است. از یک دیگر لذت می جویند اما حاضر به پرداخت نیستند.

نازنین در مدت حضور کوتاهش در تهران با طیف های مختلف این خودخواهی ها روبرو می شود. از دوستان دربندی اش گرفته تا دیگرانی که حتی بخشش آنها نیز به علت خودخواهی است.مرد نزول خوری که در ازای کمک مالی اش انتظار پول یا لذت دارد. صاحب خانه ای که از پول کم می گزارد. بنگاه تهیه ویزا و چه بسا فراخوان های سیاسی دانشگاه نیز همینطور. تنها چند نفر در فیلم اند که بخششی بی چشم داشت دارند. نازنین که شخصیت اصلی است، مادر پیر طبقه بالا که به مناسبت روز مادر میوه هایی تعارف می کند و زنی که به مناسبت تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها) شکلات تعارف می کند و دوستی که در شب تنهایی به نازنین پناه می دهد. جالب آنکه در دنیای خودخواهی سیاه فیلم بیشتر زنان هستند که قدرت بخشایش دارند!

...  عطشِ آتش عشق

 

آیا شخصیت پردازی دربند ضعیف است؟

یکی از موارد مورد نقد دربند شخصیت نازنین است: چگونه یک دختر باهوش و توانا اینگونه در مخمصه گرفتار می آید و سادگی می کند؟

در پاسخ به سه نکته توجه می دهیم، اول آنکه او یک تازه وارد است و دوم آنکه تحصیلات دلیلی بر عقل معاش نیست و سوم آنکه او شخصیتی تاثیر پذیر است. شخصیت نازنین با دقت و ریزبینی پرداخته شده است. اگرچه در صحنه ابتدایی او و دختری دیگر را در یک قاب با حرکاتی مشابه درحال خروج از خوابگاه می بینیم، اما نازنین تیپ نمی شود. دربند ضمن هشدار امکان اتفاقات مشابه برای هر دانشجوی دیگری مانند نازنین، نازنین را به عنوان یک نمونه از این گروه نشان می دهد. سپس با آشنایی بیشتر با او شخصیت پردازی دقیق تر و شخصی تر می شود.

darband7

نازنین یک تازه وارد “منعطف” است. او علی رغم هوشش فردی تاثیر پذیر است. پوشش، رفتار و نشانه های مختلفی از باور های معنوی، اعتقادی و انسانی اش مطرح می شود اما چندان محکم و سرسخت نمی نماید. تاثیر پذیری ویژگی مهمی در بخشی از نسل جوان است. بخصوص فضای متکثر دانشگاه و خودکم بینی های اجتماعی (تشدید شده توسط فاصله طبقاتی) دو عامل مهم رشد تاثیر پذیری در جوانان است.

در حالی که در برخی فیلم های ساده اندیشانه شاهد تقدیس این مجموعه های متکثر و منعطف هستیم دربند با ظرافت به آسیب های مخرب این ویژگی اشاره می کند. انفعال، خودفریبی، خودخواهی و بی هویتی نتیجه تلخ بی ثباتی است. انفعال و خودفریبی را در نازنین به خوبی مشاهده می کنیم و خودخواهی را در سحر و دوستانش و بی هویتی را در فرید به گونه ای بارزتر می بینیم.

فرید شخصیت متفاوت دیگر فیلم است. فرید نقشی کوچک اما مهم و موثر است. در واقع او نقطه مقابل نازنین است. او در انتهای مسیری است که نازنین در ابتدای آن است. فرید که در صحنه آغازین با موسیقی “پدر و پسر” یوسف اسلام (کت استیونس) با او آشنا می شویم – موضوع این موسیقی فاصله تفاهمی یک پدر و پسر است- در جاده شمال و خروج از تهران است. او از دنیای خودخواهی و سیاه بریده است و انتهای فرهنگ دربندی و … را دیده است. و اساسا گره فیلم بر مبنای تفاوت این دو شخصیت (نازنین و فرید) با دیگران است که باز می شود. در پایان فیلم فرید که از رفتار نازنین تعجب کرده است از او می پرسد:” تو چرا این کار رو کردی؟”

darband5

اساسا حضور اندک اندک و مشخص شدن تدریجی نقش فرید از نقاط قوت فیلم نامه است. پسری در انتهای تهران که به تمام آرزوهای خودخواهانه دیگران رسیده است. شخصیت پردازی های دربند انصافا با ظرافت است و توجه به سایر نکات را به جهت رعایت اختصار به بیننده وامی گذاریم: شخصیت منعطف، دستمالی شده و بی قید سحر، مرد نزول خور(و تفاوتش با تیپ حاجی بازاری)، موجودی به نام بهرنگ و …

 

برای دربند احترام قائلیم چراکه می تواند از سینمای هم قطاران خودش یک گام جلوتر بردارد. در حالی که عده ای کماکان در لذت ها و شیرینی های جمع دوستانه و جوانانه نسل جدید توقف کرده اند دربند پایش را یک گام پیش تر گذاشته و آن روی سکه را هم نشانمان می دهد. دربند جذابیت ها را می سازد و با تلنگری ناگهان پوکی آن را نمایش میدهد.

ممکن است بسیاری با سیاهی شدید فضای فیلم مخالفت کنند و یا از کم فروغ بودن راه نجات داستان انتقاد کنند که به نظر صحیح می رسد، اما نباید از هشدار مهم فیلم نیز غافل بود. فضای به شدت منفعت طلبانه فیلم اگرچه تصویر امروز همه جامعه ما نیست اما می تواند فردای ما باشد. دربند گسترش خودخواهی و منفعت طلبی را (بخصوص در تهران) هشدار می دهد. ضعف شخصیت و انعطاف خطرناک جوانی را هشدار می دهد. رها کردن فرزندان در شهری غریب به امید دانشگاه را هشدار می دهد. برخی بی سامانی های دانشگاه، مشکلات متعدد دختران دانشجو، رها کردن فرزندان در شهری غریب و … را هشدار می دهد. دربند فیلمی انتقادی است اما نه نقدی غرغر مانند.

...  صداهای تازه آشنا ؛ یادداشت کوتاه درباره جشنواره فجر 31

24mag44Cover

اما دربند با تمام حسن هایش پایش را فراتر نگذاشته و به ریشه ها اشاره نمی کند. محور خودخواهی و منفعت طلبی را در زمینه های گوناگون دنبال می کند ولی به علت ها چندان اشاره نمی کند. به علاوه با وجود ریتم تند و زمینه های داستانی گوناگون و البته تدوین خاصش دچار بی انسجامی، پراکندگی و ابهام شده است.

نباید انتظار داشت که یک فیلم تمام آسیب ها را همراه تمام علت ها بیان کند اما ممکن بود با پرداخت بیشتر به شرایط و زمینه های رشد منفعت طلبی، به فیلم نامه ای منسجم تر و شفاف تر دست یافت. زمینه هایی مانند بی توجهی به اعتقادات، مادی گرایی (قدرت پول)، بی قیدی، تضعیف مشارکت اجتماعی، فردگرایی و … که هر یک می توانند زنگ خطری برای جامعه باشند.

در پایان بررسی متن دربند باید به مواردی که نوعی حفره های داستان محسوب می شوند اشاره نمود. خانواده نازنین، مسئله مبهم و مغفول اوست. قاعدتا دختری با شرایط او ابتدا به خانواده اش رجوع می کند یا خانواده از او حمایت می کند. بخصوص وقتی که مکان اقامت مناسبی نداشته باشد و یا در مخمصه ای مالی-حقوقی گرفتار شود. دوستی که یک بار به او کمک کرده است نیز فرد قابل اعتمادی است ولی حذف می شود. شخصیت ها و داستانچه های مبهم دیگر داستان نیز به کلیت اثر ضربه است مانند: همسایه های مرموز، موتور سوار تذکر دهنده، ماجراهای تدریس خصوصی، روز مادر و…

darband3

فرم
فیلم برداری ترکیبی ایستا و روی دست، تدوین خاص، حذف موسیقی و تقویت صدا پردازی شاخص ترین وجوه نمایشی-فرمال دربند اند. متاسفانه موارد فوق علی رغم ایجاد فضایی خاص برای دربند، ضربه هایی جدی به فیلم زده اند. تبدیل نماهای ایستا به دوربین روی دست تمرکز بیننده را به هم می زند (صحنه ورود و آشنایی نازنین با خانه) و او را از درگیری بیشتر با داستان باز می دارد. البته در مواردی این سبک بسیار موفق عمل می کند(پرده فوق العاده خروج نازنین از دفتر تهیه ویزا و دوربین روی دست که از پلکان پایین می آید).

حذف موسیقی از فیلم احتمالا بدترین تصمیم فیلم ساز بوده است. نبود موسیقی ضربه ای جدی به فیلم زده است. فیلم ساز البته تلاش نموده برای جبران، صداگذاری را تقویت نموده و از مجموعه های صوتی محیطی برای ایجاد فضای مناسب کمک گرفته است. اما نمی تواند عدم وجود موسیقی را جبران نماید.

تدوین نیز در تلاش برای رعایت ریتم گاهی چنان پینگ پنگی و بریده بریده می شود که انسجام فکری بیننده را به هم می زند. این تدوین عجیب حسی آماتور گونه و شاداب به فیلم می دهد ولی از جدیتش می کاهد و به کلیت فیلم ضربه می زند. بعضی نماهای روبرو و صحبت بازیگران رودرروی دوربین نیز موید این روند است و فیلم را از سینمایی ساختارمند و قاعده دار به دنیایی تجربی هل می دهد.

200955_955

دربند فیلمی است که حسرت یک فیلم فوق العاده را به دل بیننده می گذارد. با متنی قوی و کارگردانی خوب اما نقاط ضعفی قابل جبران. ای کاش فیلم ساز با تن دادن بیشتر به قاعده های مرسوم ضمن ارتقای استانداردهای فیلم سازی، فیلم به یادماندنی تری ارائه می کرد. فیلمی که نتوان برای انتخابش به عنوان نماینده ایران تردید کرد. و یا فیلمی که عمق و ریشه فرهنگ دربندی را نیز نشان می داد یا عوامل خودخواهی ها را نیز نمایش می داد.

پرویز شهبازی را به عنوان نویسنده، کارگردان و تدوین گر فیلم باید به دلیل دربند تحسین کرد. او از جمعیت فیلم سازان مدعی خود را جلوتر کشیده و نگاهش را فراتر از هم نشینی های دربند و فرح زاد می برد. اجتماعش را منطقی تر و واقعی تر می بیند. او در دهانه غار تنهایی است و نشان داده است تنها برای فیلم ساختن فیلم نمی سازد. امیدواریم جماعت بوق به دست، او را نیز مانند دیگر استعدادها به درون تار خودتنیده شان فرو نبرند و شاخک های حساسش را بی حس نکنند.

No votes yet.
Please wait...
به اشتراک بگذارید!

همچنین ممکن است بپسندید ...

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz