با برچسب: ادبی

0

اویی که نمی شناختمش

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

سید تکبیر نماز جماعت را می گفت،صدایش خیلی زیبا و پخته بود،توی صف غذاخوری یقلوی به دست جلویم ایستاد(چون من یکی از بچه های پخش غذا بودم) با مهربانی من را نگاه می کرد، به سید گفتم امان از فتن آخر الزمان، خنده ای کرد و گفت : امان !؟ این باب دوستی و آشنایی ما در دوران آموزشی بود، بعد از اون وقت سعی کردم با سید بیشتر گرم...

0

صدای همهمه از دروازه ساعات

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

پارسا احمدی نوشت: اگر هندوستان سرزمين عجايب است پس شام را با چه صفتی بخوانیم؟ اگر کربلا سرزمین بلاست شام کجاست؟ اگر مصر یادگار کهنه عبرت هاست، اگر ایران ناف زمین و تقاطع تاریخ است، اگر چین مخزن اسرار و تجارب است شام كجاست؟ شام این تکه ی قدیمی و پر حادثه ی زمین گویی از تمام خصلتهای کهن دیگران چیزی دارد. عجیب و امتحان زا، تاریخی و مجرب، عبرت...

0

عطشِ آتش عشق

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

پارسا احمدی نوشت: ” تاوان” ذكر مقدس تعهد است. “زخم” نتيجه طبيعي فرياد است. “درد” بروز استقلال است. همه اينها را امتحان نيز مي گويند اما “محن” شايسته تر است. مشهورست كه حضرت علي “عليه السلام” به ميثم تمارش خبر كشته شدنش را داده بود. يعني به دار آويختنش را و زبان بريدنش را! درخت نخلي كه دارش مي شد را هم نشانش داده بود. ميثم خرما فروش از آن...