با برچسب: خاطره

۰

اویی که نمی شناختمش

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

سید تکبیر نماز جماعت را می گفت،صدایش خیلی زیبا و پخته بود،توی صف غذاخوری یقلوی به دست جلویم ایستاد(چون من یکی از بچه های پخش غذا بودم) با مهربانی من را نگاه می کرد، به سید گفتم امان از فتن آخر الزمان، خنده ای کرد و گفت : امان !؟ این باب دوستی و آشنایی ما در دوران آموزشی بود، بعد از اون وقت سعی کردم با سید بیشتر گرم...

۰

حمام اسید ؛ سخنانی تکان دهنده از روزهای دشوار یک مرد

No votes yet.
Please wait...

در شبی که اتفاقش هدیه است به بشریت، هدیه ای ارزشمند ودردناک را بشنوید. خاطراتی از صندوقچه درد که در شبی رویایی گشوده شد و گفت آنچه دیده بود و آشکارا دعوت عاشقی را سرود. امشب مقارن همان شب است و سالروز تولد غربت. این تصویر نامه را در تنهایی و همراهی با گوش دل بشنوید. به شدت ارزش دانلود دارد. بشنوید و التماس دعا. ویدیو تصویری با کیفیت موبایل...

۰

حرمی برای تمام شیعیان

No votes yet.
Please wait...

موضوع وقتی برام بیشتر ناراحت کننده شد که یاد خاطره چند سال پیشم افتادم، روزی که توی ورودی یکی از شبستان های حرم امام رضا(علیه السلام)، یک زن عرب قصد داخل شدن رو داشت، خادمی که اونجا بود به زن اجازه ورود نمی داد و سعی می کرد بدون اینکه به زن نگاه بکنه و البته بدون گفتن کلامی و تنها با تکان دادن چوب سر پرش به اون بگه...